کمی قبل از خوشبختی

کتاب صوتی

کتاب صوتی کمی قبل از خوشبختی

خرید

15000

تومان

فقط 10000 تومان

اثری از
نویسنده انیس لودیگ

برنده ی جایزه ی خانه ی مطبوعات فرانسه سال 2013

نام اصلی: Juste avant le bonheur

ناشر: نشر مروارید

سال چاپ: 1399

شابک:

978-964-191-369-6

خلاصه:

رمان کمی قبل از خوشبختی، رمانی بسیار خواندنی درباره ی مسائل معمولی و پیش پا افتاده ای است که همه ی ما[حتی اگر به این موضوع اقرار نکنیم]به آن ها علاقه مند هستیم. این رمان به عزیزترین و باارزش ترین دارایی های انسان می پردازد
مهربانی، دوستی، عشق و فرزندان. کتاب، داستان مادری تنها و مجرد به نام ژولی را روایت می کند که به همراه پسرش، لولو، زندگی می کند و صندوق دار یک سوپرمارکت است. در زندگی پراسترس ژولی، پسرش تنها نقطه ی امید اوست و به نوری می ماند که تمام تاریکی های ناشی از فشار کار و زندگی را از بین می برد. اما روزی، یکی از مشتری ها[مردی پولدار و به تازگی مجرد شده]شیفته ی ژولی می شود و ماجرای این رابطه ی پرفراز و نشیب، داستان رمان را جلو می برد. رمان کمی قبل از خوشبختی، سرودی امیدبخش است درباره ی این که انسان همیشه مسیری برای ادامه دادن خواهد یافت؛ درباره ی این که زندگی از مرگ قوی تر است و خوشبختی، هنوز در جایی منتظر ماست.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار کیان شمس
انتخاب موسیقی کیان شمس
کارگردان رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 9 ساعت و 52 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی فکرهای خصوصی فکرهای خصوصی

یاسمن خلیلی‌فرد

کتاب صوتی شماره صفر شماره صفر

اومبرتو اکو

کتاب صوتی جزیره جزیره

آلیستر مک لاود

کتاب صوتی سامسای عاشق سامسای عاشق

هاروکی موراکامی

تازه‌های ماه‌آوا

آنهانویسنده: رودیارد کیپلینگRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ رودیارد کیپلینگ رمان‌نویس مشهور انگلیسی در این کتاب سه داستان کوتاه "آنها" ، "ماری‌پست‌گیت" و "باغبان" را تقدیم علاقمندانش کرده‌است. او در این سه داستان با توصیفات زیبا و توجه به جزئیات درباره مردی می‌گوید که تحت تاثیر حواشی جنگ داشته‌هایشان را از دست‌داده‌اند. ”

برگشتی در کار نیستنویسنده: اریک بردولRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست داده‌اند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن می‌کند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشته‌اند با مرد غریبه نابینایی در خانه‌شان مواجه می‌شوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا می‌کند. به خصوص که غریبه شباهت‌هایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools