نگاهی اجمالی به کتاب“ جنگ با تمام فضای خاکستری و سیاهش دستمایهی بسیاری از نویسندگان در طول تاریخ بوده است تا قصههایی از دل جنگ را بازگو کنند که کمتر شنیده شدهاند. «هاینریش بل» براساس تجربهی زیستهاش در دوران جنگ جهانی کتاب «آدم کجا بودی؟» را به نگارش درآورده است که داستانی خواندنی و جانسوز از جنگ و تأثیر ویرانیهایش بر زندگی مردم است.
کتاب «آدم کجا بودی؟» Wo warst du Adam اثر «هاینریش بل» سال 1951 منتشر شده است. داستان این کتاب به اواخر دوران جنگ جهانی دوم بازمیگردد و تلخیها و ناکامیهای آن دوران را به تصویر میکشد. «هاینریش بل» حکایت سربازان خسته را روایت میکند و شهر خاکستری و دودگرفته را نمایش میدهد. او با قلم توانایش فضای آن دوران را بهگونهای ترسیم میکند که خواننده خود را در آن زمان و مکان تصور میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب همسر دوست داشتنی من از پرفروشترینهای نیویورکتایمز و یواسای تودی بوده و نامزد جایزه ادگار بهعنوان بهترین رمان اول را با خود یدک میکشد. - پشت جلد کتاب همسر دوست داشتنی من: داستان عاشقانه ما بسیار ساده بهنظر میرسد. من با زنی بینظیر ملاقات کردم. ما عاشق شدیم و ازدواج کردیم. بچهدار شدیم و به حومه شهر نقل مکان کردیم. شیرینترین رؤیاها و تاریکترین رازهایمان را باهم در میان گذاشتیم. و سپس… از هم خسته شدیم. ما مثل همه زوجهای معمولی دیگر هستیم. همسایه شما، والدینِ دوست فرزندتان و آشناهایی که دوست دارید آنها را به شام دعوت کنید. همه ما رازهایی داریم که باعث بقای ازدواجمان میشود. تنها تفاوت ما این است که رازمان با قتلی همراه است… - قسمتی از متن کتاب: او به این طرف و آنطرف میرود، کیفش را در یک سمت میاندازد و کفشهایش را هم در سمت دیگری از پا درمیآورد. دو لیوان پر از شراب را میبینم و او به سمت اتاقش راهنماییام میکند. بعد برمیگردد تا نگاهم کند و لبخند میزند. با گذشت زمان پترا به نظرم جذابتر می شود، حتی موهای ساده و صافش به نظرم درخشنده میآیند و برق میزنند. بله بهخاطر اثر نوشیدنی الکلیست که اینطور به نظر میرسد اما بهخاطر خوشحالی پترا هم هست که چنین حسی دارم. حس میکنم مدت هاست آنقدر خوشحال نبوده و نمیدانم به چه دلیل. همین که پترا جذاب است برایم کافیست. به سمتم میآید، بدنش گرم است، نفسش در شراب غوطهور میشود. لیوان شراب را از من میگیرد و روی میز کنار تخت میگذارد. تا وقتیکه در تاریکی هستیم و تنها نور صفحه موبایلم اتاق را روشن نگه داشته، نوشیدنم را ادامه میدهم. برای هم مرتب حرفهایمان را تایپ میکنیم، از حرفهایمان خندهمان میگیرد و میخواهیم بیشتر باهم آشنا شویم. ”