ریچل هالیس

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - خودت باش دختر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - شرمنده نباش دختر - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

اندر حماقت حکمتنویسنده: جولیان بگینیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ بهترین حکایت‌ها و ضرب‌المثل‌ها و نقل قول‌ها مفاهیم مهمی را در قالب چند کلمه کوتاه می‌گنجانند . اما ممکن است همین چند کلمه خیلی گول‌زننده باشد . شاید بهتر است بدانید که هر ضرب‌المثلی یک نمونه مشابه و یک نمونه متضاد دارد . از این طرف می‌گوییم نرود میخ آهنین در سنگ و از آن طرف مدعی می‌شویم که ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است . یک دفعه می‌گوییم یک دست صدا ندارد اما بعد می‌گوییم آشپز که دو تا شد غذا یا شور می‌شود یا بی‌نمک . اما فکر نکنید این تناقض‌ها اثر یکدیگر را خنثی می‌کنند و دست ما را خالی می‌گذارند . بلکه باید بدانید هر کدام از این سخنان فقط قسمتی از واقعیت را در بر می‌گیرند . این عبارات تنها زمانی ما را به گمراهی سوق می‌دهند که به جای تشخیص چیزهایی که در آن پنهان است فکر کنیم اینها خود حقیقتند . باید گفت اینطور نیست که هر کسی برای هر چیزی ضرب‌المثلی در آستین دارد ، در مورد هیچ چیز تفکر نمی‌کند . یک طوطی که چیزی جز سخن بزرگان بر زبان نمی‌راند خودش صاحب آن دارایی نمی‌شود . به همین دلیل است که بسیاری از این سخنان حکیمانه که طوطی‌وار تکرارشان می‌کنید اگر بدون تفکر و تأمل تکرار شوند حالتی حماقت‌گونه به خود می‌گیرند . این کتاب جزو آن دسته کتاب‌هایی است که باید ساعت‌‌ها در موردش به بحث و گفتگو نشست . این کتاب نه یک کتاب مرجع است و نه راهنما ، بلکه برای آن نگاشته شده تا شعله تفکر افراد اهل فکر را بیشتر دامن بزند . ”

سیزده دلیل براینویسنده: جی اشرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ با تمام عضلات بدنم که باهم متحدانه می‌خواهند از حال بروم، مقابله می‌کنم. همه‌ی عضلاتم انگار باهم از من می‌خواهند به مدرسه نروم. می‌خواهند به‌جای دیگری بروم و تا فردا پنهان شوم؛ ولی اهمیتی نداشت، هر وقت به مدرسه برمی‌گشتم، مجبور بودم با آن آدم‌های داخل نوارها روبه‌رو شوم. به ورودی پارکینگ نزدیک می‌شوم. جایی که تخته‌سنگ بزرگ و حکاکی شده‌ای با پیچکی که به دور پایه‌ی آن پیچیده شده قرار دارد. روی آن نوشته یادبودِ سال 1993. در طول این سه سال، بارها از جلوی این تخته‌سنگ عبور کرده‌ام؛ اما هیچ‌وقت پارکینگ را به این شلوغی ندیده بودم. حتی یک‌بار، چون هیچ‌وقت این‌قدر دیر به مدرسه نمی‌آمدم. تا امروز. به دو دلیل. یک: بیرون دفتر پُست منتظر ایستاده بودم. منتظر بودم باز کند تا جعبه کفشی پر از نوار کاست را پُست کنم. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools