آخرین روز یک محکوم به اعدام

کتاب صوتی

کتاب صوتی آخرین روز یک محکوم به اعدام

کتاب صوتی آخرین روز یک محکوم به اعدام

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

از مجموعه داستان‌های ویکتور هوگو

نام اصلی: The Last Day of a Condemned Man

ناشر: نشر سپید ماه آوا

سال چاپ: 1396

شابک:

-

خلاصه:

-

هنرمندان:
صدابرداری و میکس کیان شمس

تاریخ تولید اثر: بهمن ماه 96

مدت زمان اثر: 20 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 2

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

ghasr godfather

8 تیر 1397 ساعت 20:06

ضمن خسته نباشید چرا فایل داستان ناقصه؟

محسن کیاندوست

1 مرداد 1397 ساعت 11:56

فایلها را مجددا چک کردیم. مشکلی نیست

کتاب صوتی مسخ مسخ

فرانتس کافکا

کتاب صوتی بیابان تاتارها بیابان تاتارها

دینو بوتزاتی

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی گریز پا گریز پا

آلیس مونرو

کتاب صوتی شب های روشن شب های روشن

فئودور داستایفسکی

کتاب صوتی سوپرمارکت شبانه روزی سوپرمارکت شبانه روزی

سایاکا موراتا

تازه‌های ماه‌آوا

زنان توانمندنویسنده: لوئیز ل.هیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ لوئیز ال هی در کتاب زنان توانمند، از ایده‌های قدیم و جدید برای افزودن بر توانمندی‌های زنان بهره گرفته است. توانمند کردن زنان بهترین کار است که در این کره خاکی می‌توانیم انجام دهیم. وقتی زنان سرکوب شده و کسل باشند، همه متضرر می‌شویم، وقتی زنان برنده باشند، همه برنده می‌شویم. لوئیز ال هی در این کتاب تصریح می‌کند وقتی ما در مقام زن مشتاق تغییر حیطه درون‌مان و زمین خودمان باشیم، آنگاه در سطح وسیع‌تر در زندگی عمل خواهیم کرد. هدف آن است که همه زنان خود شیفتگی، خود ارزشی، عزت نفس و جایگاهی قدرتمند در جامعه را تجربه کنند. او با شیوه‌ی بی‌مانند و صریحش دیدگاه‌های تاثیرگذاری را ارائه می‌دهد که تصریح می‌کند چگونه زنان در سنین گوناگون و پس زمینه‌های مختلف می‌توانند به این هدف دست یابند و سال‌های آتی را بارورتر، شکوفاتر و قدرتمندتر از همیشه سازند. ”

چراغ‌هایی که روشن نشدندنویسنده: شروود اندرسونRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان در اوایل قرن بیستم در یکی از شهرهای کوچک آمریکا می‌گذرد.مری هجده ساله است که با پدرش زندگی می‌کند . پدر پزشک معتبری است. مری اخیرا خبردار شده است که پدرش نارسایی قلبی وخیمی دارد.مادرش هم سال هاست که آنها را ترک کرده‌است.عصر یک روز یکشنبه مری از خانه بیرون می‌زند.از خیابان های شهربی اعتنا به پسران جوانی که درخواست دوستی با او را دارند می‌گذرد و در مزارع حومه ی شهر به تماشای غروب خورشید می‌نشیند.شب هنگام وقتی به خانه بازمی‌گردد با خبر مرگ پدر خود روبرو می‌شود و درمی یابد که باید از این پس خود را برای زندگی تازه‌ای آماده کند که چندان راحت نیست. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools