آرامش از نوعی دیگر

نمایش صوتی

نمایش صوتی آرامش از نوعی دیگر

خرید

10

ماهک

اثری از

نمایشی در بیان با من از عشق بگو ...

نام اصلی: A separate peace

ناشر: نشر چشمه

سال چاپ: 1378

شابک:

964-6481-08-6

خلاصه:

جان براون مردی میانسال است که نیمه شبی با دو ساک پر از پول به یک بیمارستان خصوصی می‌رود و می‌خواهد که در ازای پرداخت هزینه به او یک اتاق اختصاصی بدهند و مورد پذیرایی قرار بگیرد.او که هیچ بیماری ندارد شک و تردید دکتر و سرپرستار را برمی‌انگیزاند. دکتر در طول مدتی که براون در بیمارستان ساکن شده با کمک پلیس سعی در افشای هویت واقعی او دارد.

بشنوید:

هنرمندان:
کارگردان رضا عمرانی
صدابرداری و میکس صنم کجوئی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: خرداد 1396

مدت زمان اثر: 50 دقیقه

نکته مهم در کارگردانی این نمایش القا فضای بی‌روح و روابط سرد و حسابگرانه شخصیت‌های بیمارستانی خصوصی است که می‌بایست در تقابل با خونگرمی و عواطف پرستار -مگی-قرار بگیرد.چنانچه در نمایش هم میشنویم مگی تنها کسی است که با شخصیت مرد داستان-جان براون-می‌تواند خارج از چارچوب خشک حرفه‌ای رابطه ای عمیق و انسانی برقرار کند و جان براون با تکیه به همین ویژگی توان بازیابی روحی خود را بیابد.

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 2

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

شايان احتشام

27 فروردین 1397 ساعت 22:40

سلام
کتاب رو خریداری کردم اما لینک ها فایل رو دانلود نمیکنن
ممنون میشم کمکم کنین

شايان احتشام

27 فروردین 1397 ساعت 23:20

با سلام. لینکها تست شد و مشکلی ندارند. با فشار دادن دکمه ساخت لینک دانلود فایلها برای شما به نمایش در می آید.

تازه‌های ماه‌آوا

ریش‌آبینویسنده: آنجلا کارترRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ بازگویی‌های بازیگوشانه و ویرانگرانه‌ی آنجلا کارتر از افسانه‌های پریان شارل پرال، زنان کاردان، تبهکاران سیاه‌دل، حیوانات مکار و دگرگونی‌هایی باورنکردنی را شامل می‌شود. در این هفت داستان مملو از طنازی‌های بی‌پرده و زمینی و خیال‌پردازی‌های گوتیک که هیج چیز آن طوری نیست که به نظر می‌رسد. ”

قاب‌های خالینویسنده: فهیم عطارRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستانی عاشقانه با روایتی متفاوت است. «فهیم عطار» در این کتاب سوژه‌های متفاوتی برای نوشتن پیدا کرده است. این داستان درون‌مایه‌های روان‌شناسی و ماجراجویی هم دارد. با وجود کتاب‌هایی مثل قاب‌های خالی، هنوز هم می‌توان به خواندن یک کتاب خوش‌خوان و پرکشش ایرانی امیدوار بود. شب عروسیمان بود. مهمان‌ها همه رفته بودند. کراواتم را شل کردم و روی صندلی ولو شدم. پونه کنارم نشست و کفش‌هایش را درآورد. «پشت پاهام رو زدن. حالم از کفش پاشنه‌بلند به هم می‌خوره.» نگاهش کردم و گفتم: «بالاخره رسما مالِ من شدی.» ابرو بالا انداخت و گفت: «من مال هیشکی نیستم. من مال خودمم.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools