نگاهی اجمالی به کتاب“ این داستان که با لحنی شیرین از زبان پیرمردی هفتاد ساله روایت میشود نامهای است که او به زنی که در دوران جوانی میشناخته و از آن زمان تابه حال او را ندیده نوشتهاست. پیرمرد به بهانهی عذرخواهی بابت آن حرف نابه جا و در خلال نامه از حال و روز خودش و وضعیت زندگیاش صحبت میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کارآگاه جوان اسکاتلندیارد استنلی هاپکینز خبر از جنایتی هولناک میدهد. جنازه ی دریانوردی به نام پیتر که بدلیل خلق وخوی بدش به پیتر سیاه مشهور بوده در خانهاش پیدا شده در حالیکه نیزهی بلندشکار نهنگ درسینه اش فرورفته است. هولمز به همراه دستیارش دکتر واتسون به محل جنایت میرود تا با توجه به نشانه ها و علایمی که از چشم او پوشیده نخواهند ماند قاتل و انگیزهی او را کشف کند. ”