نگاهی اجمالی به کتاب“ و چشمهایش کهربایی بود رمانی است که از دریچهای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» میپردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربهفردند.
تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییکهای کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکاندهنده را به تصویر میکشند و روایتگر ترسها، تشویشها، آرزوها و ناکامیهای آدمهای درون داستاناند... .
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
از همینجا پیداست و میبینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همانطور که توی هوا میچرخم زن هم میچرخد انگار و درخت هم وارونه میشود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که میزنم. درختِ وارونه ریشههایش توی هوا میماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من میخواهم از ریشهها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث میکند دیگر نمیچرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت میماند همانجا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمیگرداند و انعکاس رنگ مهرههام توی عسلی چشمهاش بیقرارم میکند... . ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کورت ونه گوت جونیور از معدود نویسندگان معاصر است که رمانهایش نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان با استقبال گستردهای روبرو شده است. این نویسندهی آمریکایی آلمانیالاصل علاوه بر نقد جامعهی خویش تلاش میکند تا غیرانسانی بودن فجایعی همچون جنگ، بمب اتم، و فروپاشی نهاد خانواده را در دنیای معاصر با زبانی طنز بیان کند. از اینرو، طنز ونه گوت هیچ حد و مرزی نمیشناسد و استقبال از آثار او در ایران نیز موید همین نکته است. در رمانهای ونه گوت زبان و تأثیر آن در فهم واقعیت اهمیتی بیش از شخصیتپردازی و پیرنگ پیدا میکند که همین امر باعث میشود خواندن آثار ونه گوت تجربهای تکرارناپذیر باشد. زمان لرزه که برای نخستین بار در سال 1997 در آمریکا به چاپ رسید آخرین اثر این نویسندهی بزرگ دوران ماست. ونه گوت پس از این رمان رسماً اعلام کرد که دیگر رمانی نخواهد نوشت و این رمان نقطهی پایان فعالیتهای داستاننویسیاش خواهد بود. ”