نگاهی اجمالی به کتاب“ اثری پرفروش و قدرتمند دربارهی برخورد تصادفی دو زن که زنجیرهای خیرهکننده از دروغها را آشکار کرد. کتاب اعترافات در ساعت 7:45 اثر لیزا آنگر داستان همصحبتی دو غریبه را در قطار روایت میکند که به برملا کردن رازهای زندگی خود برای یکدیگر میپردازند.
درباره کتاب اعترافات در ساعت 7:45:
به راستی چه کسی میتواند محرم اسرار دیگری باشد؟ تا به حال به این فکر کردهای که به دور خودت حصار بکشی و نه رازت را به کسی بگویی و نه سِر دیگران را درون خودت حمل کنی؟ زیرا که راز بین سه نفر تنها زمانی راز باقی میماند که دو نفر آنها مرده باشد...
سلنا مورفی در وضعیت بدی به سر میبرد. او به تازگی فهمیده است همسرش با پرستار بچهشان رابطه دارد. او یک روز در قطار نشسته بود و از محل کار به خانه برمیگشت که در این میان خانمی شروع به صحبت با او کرد. زن پیش سلنا اعتراف کرد که با رئیسش رابطه دارد. سلنا نیز از ماجرای رابطهی پنهانی همسر و پرستار با زن غریبه میگوید. با رسیدن به مقصد، او تصور کرد گفتوگو به پایان رسیده و آنها دیگر هرگز با هم همکلام نخواهند شد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ بهعنوان بزرگسالانی که سالهاست نوجوانی را پشت سر گذاشتهایم یا حتی پدر و مادرانی که در حال حاضر، فرزند نوجوانی در خانه داریم، حتماً با مشکلات فیزیکی و روحی این دوران کاملاً آشناییم و چه بسا عبور از آن برای خودمان هم بسیار دشوار بوده است. دختران و پسران خردسال، با ورود به سالهای نوجوانی بهتدریج با نقشهای اجتماعی، تغییرات فیزیکی، مشکلات و مسائل روحی مواجه میشوند که رویارویی با آنها اگر با آگاهی همراه نباشد، میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به زندگی آیندهی ایشان بزند. اینجاست که باید از خودمان بپرسیم، بهعنوان پدر و مادر چنین کودکان و نوجوانانی، چه وظایفی در قبال آنها داریم و چطور میتوانیم گذار از این مرحله را برایشان آسانتر کنیم؟ جولی ا. راس در کتاب صوتی چگونه جوجه تیغی را در آغوش بگیریم، پاسخی کارآمد و کاربردی برای این پرسش در اختیارتان قرار میدهد. ”