چه کسی از دیوانه‌ها نمی‌ترسد؟

کتاب صوتی

کتاب صوتی چه کسی از دیوانه‌ها نمی‌ترسد؟

کتاب صوتی چه کسی از دیوانه‌ها نمی‌ترسد؟

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده مهدی رضایی

"آیا دیوانگان ظاهری غیرمعمول دارند؟"

نام اصلی: Che Kasi az Divaneha Nemitarsad?

ناشر: نشر سپید ماه آوا

سال چاپ: 1389

شابک:

978-622-7057-30-0

خلاصه:

این نمایش صوتی از زبان مرد جوانی روایت می‌شود که معلمی است با ظاهری آراسته اما خودش معتقداست در جامعه‌ای که ناهنجاری از در و دیوارش فرو می‌ریزد نمی‌توان نسبت به وقایع بی‌تفاوت ماند و از کنار رویدادها به سادگی گذشت.

بشنوید:

هنرمندان:
کارگردان رضا عمرانی
بازیگر علی زرینی
بازیگر مریم موقر
بازیگر عمار تفتی
صدابرداری و میکس صنم کجوئی
تهیه کننده راضیه هاشمی
انتخاب موسیقی صنم کجوئی

تاریخ تولید اثر: مردادماه 97

مدت زمان اثر: 4 ساعت

در تولید این نمایش بازیگران توانمند عرصه صدا همکاری داشته‌اند و متن کتاب پس از تنظیم نمایشی با استاندارد بالای نمایش تولید شده‌است.

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی شیر سیاه شیر سیاه

الیف شافاک

کتاب صوتی برای فرداها متشکرم برای فرداها متشکرم

والری تریرولیر

کتاب صوتی آدم کجا بودی؟ آدم کجا بودی؟

هاینریش بل

کتاب صوتی راز بین دو نفر راز بین دو نفر

کارن ام.مک‌منس

تازه‌های ماه‌آوا

در خلوت خوابنویسنده: فتانه حاج سیدجوادیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مجموعه داستان کوتاه «در خلوت خواب» نوشته ی «فتانه حاج سیدجوادی» است. این مجموعه هشت داستان را با عنوان های «رنگ تعلق»، «شیشه»، «در خلوت خواب»، «لالا»، «سمفونی حماقت»، «خرگوش»، «پوچ»، و «عرض زندگی» دربرمی گیرد. در بخشی از داستان «شیشه» می خوانیم: «من آدمی هستم که همیشه دیر رسیده ام. هنوز هم دیر می رسم. در این دیر رسیدن ها هرگز خود مقصر نبوده ام بلکه مانند برگی که روی آب افتاده باشد، در طی مسیر، مرتب و ناخواسته به این شاخ و آن خس و خاشاک گیر کرده ام و دیر رسیده ام. من دیر رسیدم و در نتیجه با وجود آن که در شرق، سرزمینی که در آن قدم نوزاد پسر همیشه مبارک است متولد شده بودم، مرا نمی خواستند. زیرا من آخرین فرزند یک خانواده ی پراولاد بودم و ناخواسته متولد شده بودم. پدر و مادرم با داشتن داماد و عروس از تولد من که ناگهان چون مهمان ناخوانده ای از راه رسیده بودم، مکدر بودند. من از این جهت با پسرعمویم تفاوت بسیار داشتم. او نخستین و تنها پسر خانواده ی خود بود که با نذر و نیاز فراوان و ناز و ادای بسیار متولد شده بود.» ”

نگاهی اجمالی به کتاب

“ کارآگاه جوان هاپکینز در شبی بارانی به آپارتمان هولمز می آید وخبر از کشته شدن جوانی به نام ویلوبی اسمیت می‌دهد.اسمیت که به تازگی از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصیل شده اخیرا برای دستیاری به استخدام پروفسور کورام درآمده بوده تا به اودر تدوین کتاب تازه اش کمک کند.در محل جنایت هیچ نشانه وانگیزه ای از قتل پیدا نشده مگر عینکی دور طلایی که به نظرمی‌رسد متعلق به قاتل باشد. هولمز به همراه واتسون بلافاصله دست به کار می‌شود تا پرده ازراز این جنایت بردارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools