نگاهی اجمالی به کتاب“ البته مجردها گروه همگونی نیستند. مجردها حداقل به پنج دسته متفاوت تقسیم می شوند. بزرگترین دسته آنهایی هستند که هرگز ازدواج نکرده اند، اما چهار دسته دیگر نیز باید مورد توجه قرار بگیرند.
این پنج گروه عبارتند از:
1. آن هایی که هرگز ازدواج نکرده اند. این گروه شامل مجردهای 18 سال به بالا حدود 49 میلیون نفر از مردم آمریکا را تشکیل می دهد. متوسط سن ازدواج بار اول در میان زنان به بیست و پنج سال و در میان مردان به بیست و هفت سال رسیده است. این بدان معناست که در گروه کلیِ جمعیت هجده تا بیست و چهارساله، از هر ده نفر تقریبا نُه نفر (87 درصد) هرگز ازدواج نکرده اند. 2. آن هایی که طلاق گرفته اند. امروزه 10 درصد کل بزرگسالان افرادی هستند که طلاق گرفته اند. اما به مرور زمان تعداد بیشتری از افراد متأهل با مسئله طلاق مواجه می شوند. ظرف پنج سال، 20 درصد کل ازدواج ها به طلاق منجر می شود. ظرف ده سال، یک سوم کل زوج ها از هم طلاق خواهند گرفت، و ظرف پانزده سال، 43 درصد طلاق خواهند گرفت.
3. آن هایی که جدا شده اند اما طلاق نگرفته اند. این ها افرادی هستند که قانونا هنوز متأهل اند اما دیگر زیر یک سقف زندگی نمی کنند. از نظر شیوه زندگی، آن ها بیشتر مجردند تا متأهل. ”

سقلمهنویسنده: ریچارد تیلر
نگاهی اجمالی به کتاب“ با گسترش علم، فناوری و امکانات زندگی، انتخابهای مردم در هر زمینهای روز به روز بیشتر شده است. گسترهای که در بعضی موارد بهجای راحتی و آسایش، به دغدغهی فکری برای انتخاب تبدیل میشود. این دغدغه سیاستمداران را در تصمیمات کلان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ادارهی جامعه درگیر کرده است. همچنین باعث سردرگمی مردم در انتخابها و تصمیمگیریهای روزمرهشان شده است. تیلر و سانستین در کتاب سقلمه با شرح نظریهی اقتصادِ رفتاری، تصمیمگیری درست را برای دولتمردان و مردم عادی قابل دسترس کردهاند.
تیلر و سانستین معتقدند مردم به شکل فکر شده و براساس منفعت شخصی، تصمیمگیری نمیکنند. بلکه به دلیل نداشتن آگاهی لازم و ناتوانی در کنترل رفتارهای شخصی، دست به انتخابهای اشتباه میزنند. انتخابهایی که در مقیاس بزرگ به اقتصاد جامعه آسیب میزند. آنها در کتاب سقلمه با استفاده از علم روانشناسی، آمارهای جامعهشناسی و علوم اجتماعی سعی میکنند تا اقتصاد رفتاری و علم انتخاب درست را میان مردم جا بیاندازند.
نظریههای مطرح شده در کتاب، به کاخ سفید راه یافت و سیاستمداران آمریکایی را به تغییر برنامههای اقتصادی واداشت. تغییری که صندوق بازنشستگی مردم را متحول کرد و باعث شد اموال مردم آمریکا در دوران بازنشستگی چند برابر شود. ”