1984

کتاب صوتی

کتاب صوتی 1984

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده جرج اورول

نام اصلی:

ناشر: نشر مجید

سال چاپ: 1398

شابک:

خلاصه:

رمان 1984 کتاب شگفت انگیزی است که جهان آینده را که در آن زندگی و حتی افکار مردم تحت کنترل در می آید توصیف می کند. دنیایی که عشق و حقیقت از آن طرد می شود و افراد از زندگی خصوصی محروم می شوند. اهمیت این کتاب دقیقا به دلیل بیان پیشگویانه وضعیت جدید درماندگی انسان است که بر عصر حاضر حاکم شده است.
اورول در این اثر، جامعه ای کاملا خشک و مقرراتی را به تصویر می کشد که در آن انسان فقط یک شماره است و فردیت خود را به تمامی از دست می دهد. این وضعیت با ترکیب ترس فوق العاده زیاد و بهره برداری های روانشناسانه و عقیدتی از انسان تشدید می شود.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار آرش رستمی
کارگردان رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 12 ساعت و 59 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

تا بهار صبر کن باندینینویسنده: جان فانتهRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ تا بهار صبر کن، باندینی نخستین عنوان از چهارگانه‌ی درخشان باندینی جان فانته با ترجمه‌ی محمدرضا شکاری، داستان فقر، خیانت و هویت ایتالیایی-آمریکایی است؛ داستانِ رویارویی پسرکی نوجوان با دشواری‌ها و حقایقی که به او تحمیل می‌شود؛ و داستان امید به روزهای بهتر. آنچه جان فانته در این چهارگانه‌ی داستانی قدرتمند و غنایی خلق کرده، درباره‌ی سال‌های پرآشوب نوجوانی است. این رمان از روزگار زمستانی و سرد خانواده‌ای می‌گوید که در میانه‌ی رکود اقتصادی بزرگ آمریکا در دهه‌‌ی سی میلادی، و از پس روابط عاشقانه‌ی شکست‌خورده، هنوز نیم‌نگاهی امیدوارانه به آینده دارد. ”

کالسکهنویسنده: نیکلای گوگولRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ فیثاغوروویچ مالکی میان مایه است که روزی به ضیافت ناهار ژنرال سواره نظام دعوت می‌شود.در طول مهمانی که تا انتهای شب می‌انجامد ، ژنرال از اسب ابلقی برای حاضران حرف می‌زند که بی همتاست و جزو دارایی خاص او محسوب می‌شود.فیثاغوروویچ تحت تاثیر مستی و جوی که بوجود آمده از دهانش می‌پرد که صاحب کالسکه‌ای است عجیب و منحصر بفرد.توجه حاضران به گفته هایش جلب می‌شود و او همگی را برای ناهار فردا به خانه اش دعوت می‌کند.فردا ظهر در حالی که فیثاغوررویچ در خواب است و سرخوشی شب پیش نیز از سرش پریده با این خبر همسرش از خواب بیدار می‌شود که گروهی سواره به سوی خانه شان می‌آیند.گوگول در این داستان نیز، هم چون دیگر آثارش، با بیانی شوخ و طنزی گزنده‌ آینه ای در برابرمان می گیرد و ما را با عادات مضحک مان روبرو می‌کند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools