نگاهی اجمالی به کتاب“ فیثاغوروویچ مالکی میان مایه است که روزی به ضیافت ناهار ژنرال سواره نظام دعوت میشود.در طول مهمانی که تا انتهای شب میانجامد ، ژنرال از اسب ابلقی برای حاضران حرف میزند که بی همتاست و جزو دارایی خاص او محسوب میشود.فیثاغوروویچ تحت تاثیر مستی و جوی که بوجود آمده از دهانش میپرد که صاحب کالسکهای است عجیب و منحصر بفرد.توجه حاضران به گفته هایش جلب میشود و او همگی را برای ناهار فردا به خانه اش دعوت میکند.فردا ظهر در حالی که فیثاغوررویچ در خواب است و سرخوشی شب پیش نیز از سرش پریده با این خبر همسرش از خواب بیدار میشود که گروهی سواره به سوی خانه شان میآیند.گوگول در این داستان نیز، هم چون دیگر آثارش، با بیانی شوخ و طنزی گزنده آینه ای در برابرمان می گیرد و ما را با عادات مضحک مان روبرو میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ زیگ زیگلار در این کتاب بیش از 100 بستهی موفقیت برای متقاعدسازی در انواع مختلف ارائه میدهد و پاسخهای راهگشایی برای 700 سؤال در این زمینه مطرح میکند؛ پرسشهایی که چشمان شما را به روی احتمالات جدیدی که ممکن است تا کنون نادیده گرفته باشید باز خواهد کرد. این کتاب شامل هفت بخش است و هر بخش چندین فصل را در بر میگیرد. زیگلار در بخش اول کتاب به جنبهی روانشناسی پروسهی فروش میپردازد و مفهوم اعتبار نزد مشتری را در فصلی جداگانه بررسی میکند. در بخش دوم با عنوان «قلب حرفهی فروش» به سراغ نگرشهای ذهنی مختلف دربارهی خرید و فروش میرود. او در این قسمت نگرش شما نسبت به خودتان، نسبت به دیگران و نسبت به حرفهی فروش را واکاوی میکند. ”