علی زرینی

از این هنرمند بشنوید:
گوینده:
  • کتاب صوتی - مرگ پایان هشیاری نیست - ماه آوا
  • کتاب صوتی - نمایش صوتی پَر - ماه آوا
بازیگر:
  • کتاب صوتی - ماجرای مدرسه پرایری( مجموعه نمایشی شرلوک هلمز) - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ماجرای دومین لکه( مجموعه نمایشی شرلوک هلمز) - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ماجرای چارلز آگوستوس میلورتون( مجموعه نمایشی شرلوک هلمز) - ماه آوا
  • کتاب صوتی - چه کسی از دیوانه‌ها نمی‌ترسد؟ - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

این کتاب شما را می‌خواباندنویسنده: جسامی هیبردRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ بی‌خوابی، فکر و خیال، استرس، و باز هم بی‌خوابی، این چرخه‌ی عذاب‌آوری است که می‌تواند تمام روزتان را خراب کند. بی‌خوابی یا بدخوابی عواقب هولناکی برای بدن دارد. حتی اگر خوابیدن را دوست نداشته باشید و بخواهید از بیست و چهار ساعت شبانه روز بیشترین استفاده را ببرید، باز هم نمی‌توانید بدنتان را از خواب محروم کنید. اما جای نگرانی نیست. «جسامی هیبرد» و «جو اسمار» اینجا هستند تا کمک کنند با ساده‌ترین روش‌ها خوابی آرام و باکیفیت داشته باشید. فرقی ندارد اگر یک شب، یک ماه یا یک سال درست نخوابیده‌اید، این کتاب به شما کمک می‌کند که راحت و بهتر بخوابید. نویسندگان با اطمینان اعلام کرده‌اند که راهکارهای این کتاب بی‌تردید مفید و اثرگذار هستند. به کمک همین راهکارهاست که می‌توانید عادت‌های بدخوابیدن را با عادت‌های مثبت جایگزین کنید. ”

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools