نگاهی اجمالی به کتاب“ استیو هاروی کمدین معروف آمریکایی کتاب «مانند زن رفتار کن مانند مرد فکر کن» را در سال 2009 برای زنانی که میخواهند وارد مرحله جدیدی از زندگی شوند نوشته است. این مرحله میتواند برای زنانی باشد که در آستانهی ورود به یک رابطهی جدید هستند و میخواهند شناخت بهتری از مردان داشته باشند. زنانی هم که مرحلهی آشنایی را پشت سر گذاشته و ازدواج کردهاند با مطالب این کتاب میتوانند اصول اولیهای که در همهی مردان مشترک است را بهتر بشناسند.
این کتاب تا مدتها در فهرست پرفروشهای نیویورکتامیز قرار داشت استیو هاروی در کتاب از شوخ طبعی، تعصبات، حقایق و تجربیات شخصی خود استفاده کرده است تا مردان را به بهترین شکل ممکن به تصویر بکشد.
خواندن کتاب «مانندزن رفتار کن مانند مرد فکر کن» به همهی زنان توصیه میشود چرا که روشهای کاربردی هاروی در این کتاب به زنان میآموزد که چطور کنترل اوضاع را به دست بگیرند و پایههای روابط خود را مستحکم کنند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ رمان آناکارنینا نوشتهی لییو تولستوی، نویسندهی روس است و سروش حبیبی آن را به فارسی برگردانده است. این کتاب برای اولین بار در سال 1878 به چاپ رسید و خود تولستوی آن را اولین کتاب واقعی خود میدانست. آناکارنینا رمان پیچیدهای است که بیش از دوازده شخصیت اصلی دارد. موضوع رمان در مورد خیانت، ایمان، خانواده، جامعهی اشرافی روسیه، ازدواج، آرزو و زندگی روستایی است. داستان در مورد رابطهی خارج از ازدواج آنا با افسری جوان به نام ورونسکی است. این رابطه رسوایی زیادی برای هر دو به همراه میآورد و بیشتر موجب فروپاشی روابط و زندگی آنا میشود. یکی از اصلیترین مضامین رمان این است که: «هیچکس نمیتواند شادی خود را بر روی درد و رنج شخص دیگر بنا نهد.» به گفتهی بسیاری، شخصیت لوین در رمان درست مانند شخصیت اصلی تولستوی است. انگار که نویسنده عقاید خود را از زبان این شخصیت به مخاطب عرضه میکند. از طرفی نام تولستوی لییو است و نام خانوادگی روسی لوین هممعنا با لییو است. لوین از کیتی به همان روشی خواستگاری میکند که تولستوی از سوفیا (همسرش) خواستگاری کرده است. هماکنون تولستوی را به عنوان نویسندهای مشهور میشناسند؛ اما او در دوران خود یک مبدع بزرگ در زمینهی نویسندگی بود. استفاده از مونولوگ درونی امروز شاید امری عادی باشد؛ اما خود تولستوی برای اولین بار در رمان آناکارنینا از آن استفاده کرد. روشی که باعث میشود شخصیتها بدون واسطه در مورد افکار و احساسات خود صحبت کنند. نویسندههای پیشین مانند شکسپیر در نمایشنامهها از این روش استفاده میکردند؛ اما هیچگاه در رمانها از آن استفاده نشده بود. مونولوگ درونی باعث همدلی زیاد مخاطب با شخصیت میشود و باعث میشود از نزدیک انگیزههای شخص را درک کنیم. ”