نمایش صوتی پَر

کتاب صوتی

کتاب صوتی نمایش صوتی پَر

خرید

40000

تومان

اثری از
برگردان میمنت دانا

روایت یک عشق شورانگیز

نام اصلی: The Feather

ناشر: نشر نگاه

سال چاپ:

شابک:

978-622-6386-95-1

خلاصه:

رمان عاشقانه و احساسی “پر” نوشته شارلوت مری ماتیسن با آنکه حدود پنج دهه از اولین انتشارش به زبان فارسی می‌گذرد، اما همچنان در رهن و حافظه‌ی چند نسل از کتاب‌خوان‌ها زنده است. از سویی شخصیت «راجر دالتون» که زندگی اش را در راه عشقی پاک فدا می‌کند، و از سویی دیگر «می‌ویس» زن جوانی که هنرش ماورایی می‌نماید، روح و جان مخاطب را لحظه به لحظه با ماجراهای تلخ و شیرین این عشق ماندگار همراه می‌کند. داستانی که تا مدت‌ها در یاد سپرده می‌شود.
در نمایش صوتی این رمان شورانگیز که در هشت قسمت پیوسته در استودیو ماه‌آوا تولید شده است، گروه بازیگران از تمام تجربه و خلاقیت خود بهره گرفته‌اند تا لذت شنیدن این داستان نمایشی را دو چندان نمایند.

بشنوید:

هنرمندان:
کارگردان رضا عمرانی
گوینده علی زرینی
گوینده مریم موقر
صدابرداری و میکس آرش رستمی
انتخاب موسیقی آرش رستمی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: مرداد 97

مدت زمان اثر: 6 ساعت و 35 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی روزگار سخت روزگار سخت

ماریو بارگاس یوسا

کتاب صوتی پیدایت کردم پیدایت کردم

لیزا جوئل

کتاب صوتی فکرهای خصوصی فکرهای خصوصی

یاسمن خلیلی‌فرد

کتاب صوتی شماره صفر شماره صفر

اومبرتو اکو

کتاب صوتی جزیره جزیره

آلیستر مک لاود

تازه‌های ماه‌آوا

میخائیل و مارگریتانویسنده: جولی لکسترام هایمزRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مثلث عشقی میخائیل بولگاکف، نویسنده? مشهور مرشد و مارگریتا، یک مأمور پلیس مخفی استالین و مارگریتای فریبنده، برای هرسه? آنها در روسیه? دهه? 1930 عواقب اجتناب ناپذیری دارد. زمانه‌ای که ابراز عقیده با قوانین حکومتی سانسور می‌شد و به طور ترسناکی، آیینه? سرکوب سیاسی در جهان امروز است. ”

کلاغی که با خدا حرف زدنویسنده: کریستوفر فاسترRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغه‌های برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصله‌ای دوردست می‌خواند. از دور صدای گرگ می‌آمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو می‌رفت، این بود که هنوز برای جوجه‌هایشان اسم انتخاب نکرده‌اند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلک‌های سام به آرامی بسته شدند و او کلاغ‌وار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجه‌ای که باعث افکار گوناگون، پیش‌بینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا می‌خواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools