نگاهی اجمالی به کتاب“ آنگاه که عشق و درد به هم میآمیزند؛ آنگاه که لحظهای عشق در رگانت میجوشد و گاه درد جانت را در مینوردد ....
ابراهیم که در هیاهوی استانبول، این شهر زنده و پر اتفاق، زندگی معمولی و یکنواختی دارد، با شنیدن خبر مرگ حسین، دوست دوران کودکیاش، به زادگاهش برمیگردد.در آن شهر قدیمی، به دنبال سرنوشت حسین که با عشق و زخم آغاز شده و به مرگ در امریکا انجامیده، روانه میشود و به نام ملکناز میرسد؛ دختر ایزدی و سرآغاز پیوند و جدایی ... ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ مارکز در این رمان آخرین ماههای زندگی سیمون بولیوار ، فرمانده آزادیخواه آمریکای جنوبی را روایت میکند.هزار تویی که نماد دشواریها و موانع پیشروی این رهبر جنبشهای استقلال طلبانه در آمریکای جنوبی است.مارکز صرفا روایت تاریخ نمیکند و دوگانه عشق و تقدیر نقش اساسی در این رمان جذاب ایفا میکند. ”