نگاهی اجمالی به کتاب“ و چشمهایش کهربایی بود رمانی است که از دریچهای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» میپردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربهفردند.
تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییکهای کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکاندهنده را به تصویر میکشند و روایتگر ترسها، تشویشها، آرزوها و ناکامیهای آدمهای درون داستاناند... .
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
از همینجا پیداست و میبینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همانطور که توی هوا میچرخم زن هم میچرخد انگار و درخت هم وارونه میشود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که میزنم. درختِ وارونه ریشههایش توی هوا میماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من میخواهم از ریشهها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث میکند دیگر نمیچرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت میماند همانجا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمیگرداند و انعکاس رنگ مهرههام توی عسلی چشمهاش بیقرارم میکند... . ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ صبحانه در تیفانی داستان هالی گولایتلی، دختری سرزنده و شاد با گذشته ای مبهم است که در نیویورک زندگی می کند. راوی بی نام داستان، مرد جوانی است که قصد دارد نویسنده بشود واز آنجا که در همسایگی هالی زندگی می کند تصادفا او را ملاقات کرده و به تدریج با دخترک آشنا می شود. این آشنایی مقدمه ای برای ملاقات راوی با دوستان هالی و ورود به دنیای هنرمندان آن زمان است. چندی بعد سر و کله مردی میانسال و افسرده پیدا می شود که ادعا می کند شوهر هالی است و...
صبحانه در تیفانی شاهکار کوچک ترومن کاپوتی در ادبیات قرن بیستم جایگاه ویژه ای دارد. شخصیت اصلی این رمان پرفروش، در فهرست تاثیرگذارترین شخصیت های ادبی در تاریخ ادبیات آمریکا قرار گرفته و تاکنون چندین کتاب و مقاله درباره خود کتاب و شخصیت اول آن نوشته شده است. ”