جهان چگونه مدرن شد

کتاب صوتی

کتاب صوتی جهان چگونه مدرن شد

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی: how the world became modern

ناشر: نشر بیدگل

سال چاپ: 1399

شابک:

دسته بندی: فلسفی

خلاصه:

کتاب جهان چگونه مدرن شد؟ نوشته‌ی استیون گرین‌ بلت که یکی از پرفروش‌ترین‌ آثار نیویورک تایمز محسوب می‌شود با روایتی جذاب و دلنشین، داستان کاتب جسوری را شرح می‌دهد که با استفاده از مهارت‌های خود به یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های دوران رنسانس اروپا تبدیل می‌شود.

در این کتاب، شما شرح زندگی پوجو براچولینی را می‌خوانید و متوجه می‌شوید که چگونه با استفاده از توانایی‌های شخصی خود به دستگاه پاپ راه یافته است و با استفاده از قدرت خود، کتاب در باب طبیعت چیزها را به صورت انبوه تکثیر می‌کند. به احتمال زیاد حتی خود پوجو براچولینی نیز در جریان نبود که این اقدام وی تا چه اندازه مهم است اما این کتاب در اعصار بعدی بسیاری از هنرمندان و اندیشمندان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و بشریت را به موقیعت کنونی می‌رساند.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار فروغ بهرامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 13 ساعت و 46 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

حماسه‌ ویچر - جلد پنجم: غسل آتشنویسنده: آنجی سپکوفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آیا دنیای مه‌آلود و بی‌رحم آندژی ساپکوفسکی رازهای بیشتری برای کشف دارد؟ کتاب صوتی حماسه‌ی ویچر - جلد پنجم: غسل آتش از نقطه‌ای شروع می‌شود که گرالتِ مجروح تحت پرستاری کاهنان قرار دارد. او، بی‌تاب نجات سیری، قصد ترک آن‌جا را دارد، اما خبر ازدواج دخترخوانده‌اش با امپراطور نیلفگارد را می‌شنود... . این مجموعه‌ در میان پرفروش‌ترین آثار نیویورک‌ تایمز نیز قرار دارد. ”

حماسه ویچر- جلد دوم- شمشیر سرنوشتنویسنده: آنجی سپکوفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مجموعه داستانی در دنیای گرالت ویچر که برخی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌های این دنیا را معرفی می‌کند. یک کتاب غیرقابل از دست دادن برای طرفداران بازی‌ها و رمان‌ها. گرالت یک ویچر است؛ مردی که قدرت‌های جادویی‌اش با تمرین‌های طولانی و اکسیرهای مرموز تقویت شده و او را به جنگجویی قهار و قاتلی بی‌رحم تبدیل کرده است؛ اما او یک آدمکش معمولی نیست؛ کارش کشتن هیولاهای متنوع و اهریمن‌های خبیثی است که ویرانی به بار می‌آورند و به بی‌گناهان حمله می‌کنند. او در سرزمین‌ها پرسه می‌زند و به دنبال مأموریت می‌گردد؛ اما به تدریج متوجه می‌شود که بااین‌که برخی از شکارهایش کاملاً بدذات و شریر هستند، بعضی دیگر قربانی گناه، پلیدی یا سادگی شده‌اند. - بخشی از کتاب: آبله‌رو گفت: «حداقل سکه‌هامون سرجاشون موندن، کسی نیست که برای کشتن باسیلیسک بهش پول بدیم. بهتره دیگه برید خونه؛ اما در مورد وسایل و اسب اون افسونگر... خوب نیست که هدر بشن.» قصاب گفت: «آره، مادیان خوبیه و خورجین‌هاش پُرن. بیاین یه نگاهی بندازیم.» - چه‌کار دارید می‌کنید؟ مرد آبله‌رو با لحن تهدیدآمیزی گفت: «خفه شو، کدخدا. مزاحم نشو، وگرنه یه مشت می‌آد تو صورتت.» قصاب تکرار کرد: «مادیان خوبیه.» - از اسب دور شو، عزیز من. قصاب به‌آرامی سمت غریبه‌ای که ناگهان از پشت یک دیوار فروریخته سر درآورده بود برگشت، درست پشت جمعیتی که جلوی ورودی تونل ایستاده بودند. غریبه موهای قهوه‌ای مجعد و پرپشتی داشت، زیر کت کتان گشادش نیم‌تنه‌ای به رنگ قهوه‌ای تیره پوشیده بود، همراه با چکمه‌های بلند مخصوص سواری. مسلح نبود. او با لبخندی تهدیدآمیز تکرار کرد: «از اسب دور شو. اینجا چی داریم؟ یه اسب و خورجینش که متعلق به کس دیگه‌ای هستن؛ اما شما با طمع بهش چشم دوختین و می‌خواین بهش دستبرد بزنید. این کارِ شرافتمندانه‌ایه؟» آبله‌رو آرام دستش را داخل پالتوی خود فروبرد و به قصاب نگاهی انداخت. قصاب رو به جمعیت دست تکان داد، با اشاره‌ی او، دو جوان قوی‌هیکل با موهای کوتاه خارج شدند. هر دو چماق‌های سنگینی به دست داشتند، مثل آن‌هایی که برای بی‌هوش کردن حیوانات در کشتارگاه استفاده می‌شوند. مرد آبله‌رو درحالی‌که دستش را داخل پالتو نگه‌داشته بود، گفت: «تو کی هستی که به ما بگی چی شرافتمندانه‌ست و چی نیست؟» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools