نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب حافظه نامحدود به قلم کوین هورسلی، راهکارهایی را به شما معرفی میکند که به کمک آنها میتوانید حجم زیادی از اطلاعات را به خاطر بسپارید و در زندگی شخصی و کاریتان بر دیگران برتری داشته باشید.
تمام انسانها توانایی این را دارند که ذهن نامحدود داشته باشند. آیا لازم است حجم زیادی از اطلاعات را به یاد بسپارید؟ آیا یادآوری مسائل و موضوعات مهم برایتان سخت است؟ آیا مواردی را که یاد میگیرید، زود فراموش میکنید و برای یادگیری مجدد آنها باید زمان زیادی صرف کنید؟
کتاب حافظه نامحدود (Unlimited Memory) راههای پرورش حافظه را به شما نشان خواهد داد تا بدانید چگونه باید حافظهتان را تمرین و تواناییهای ذهنیتان را پرورش دهید و به کمک آن راهکارها، ذهنی چابک و آماده داشته باشید.
در قرن بیست و یکم، تنها مزیتی که میتواند شما را نسبت به دیگران برتری دهد این است که بدانید چطور از حافظه خود با سرعت بیشتر و از ذهن خود بهینهتر استفاده کنید. حافظه نامحدود، شما را به استاد حافظه تبدیل میکند. کوین هورسلی (Kevin Horsley) از اندک افرادی است که توانسته لقب «استاد بزرگ بینالمللی حافظه» را نصیب خود کند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ «من و استادم» رمانی از نویسنده ترکتبار فرانسوی، الیف شافاک (-1971) است. او در سال 2010 نشان شوالیهی ادبیات و هنر کشور فرانسه را از آنِ خود کرد. آثار این نویسنده به سی زبان ترجمه شده و از طرف ناشران معروفی مثل ویکینگ، پنگوئن، ریزولی و ... به چاپ رسیدهاست.
شافاک نویسندهای است که بهخاطر موقعیت شغلی خاص مادرش که دیپلمات بود، بخش بزرگی از زندگیاش را در شهرهای مختلف دنیا، از جمله مادرید، عمان، کُلن، بوستون، میشیگان، آریزونا، آنکارا و استانبول گذراندهاست. بهیقین توجه او به مردم و فرهنگهای مختلف، در اغلب آثارش آشکار است و رمان «من و استادم» نمونهای از زندگی چندفرهنگی این نویسندهی چیرهدست است. نویسنده با بهره گرفتن از زبانی که ترکیبی از روایت و گفتوگوست، شخصیتهای تاریخی را در کنار دو شخصیت خیالی این رمان، جهان (پسری از دیار هند) و فیلَش قرار میدهد. در جایجای رمان ردپای مردمانی از فرهنگهای مختلف دیده میشود، مردمی با مذاهب گوناگون که هرکدام بهشکلی بیطرفانه در ماجراهای داستان نقش دارند.
دغدغهی الیف شافاک در این رمان، نه بازگویی تاریخ است، نه قهرمانسازی و نه دفاع از هویت یک قوم خاص. او سعی میکند حقیقت را بکاود. از نگاه او خرافهپرستی، تعصبات خشک مذهبی و هویتسازیهای متعصبانهی قومی، مخربِ تمدن بشری است. داستان در دوران سه پادشاه عثمانی، سلطانسلیمان، سلطانسلیم و سلطانمراد، اتفاق افتادهاست. در این رمان، استانبول در مرکز توجه الیف شافاک قرار گرفتهاست؛ شهری جادویی که روی تپهها بنا شده؛ شهری که جهان قهرمان اصلی داستان، با فیلَش به آنجا میرسد و بیخبر از ماجراها و سرنوشتی که زندگیاش را از اینرو به آنرو خواهدکرد، به قصر سلطانسلیمان راه پیدا میکند و... از متن کتاب: شاید درون هر فردی، انسانی ناشناخته پنهان است که در پر تنشترین و غیرمنتظرهترین لحظات، خودش را نشان میدهد. قلب انسان مثل اجرام آسمانی است که مُنجم تقیالدین آنها را رصد میکرد. کسی نمیدانست در اعماق خود چه اسراری را جای دادهاست. تنها آسمان بالای سرمان اسرارانگیز نیست، در واقع تکتک انسانها معمایی بزرگ هستند. ”