نگاهی اجمالی به کتاب“ قصه عشقیتان را شروع کنید: من در سن 88 سالگی میتوانم بگویم که سلامتی و شادمانی مهمترین دغدغه زندگی من است. بسیاری از شما که کتابهای مرا خواندهاید، میدانید که من دوران کودکی راحتی را پشت سر نگذاشتم و در بخش زیاد زندگیام از پول و تحصیلات کافی برخوردار نبودم. بعد چیزی را کشف کردم که جریان سلامتی و زندگی مرا متحول ساخت؛ من به این باور رسیدم که اندیشه ما و هر فکری که به ذهنمان خطور میکند، آینده ما را خلق خواهد کرد. این ایده ساده و به ظاهر کوچک مسیر زندگی مرا تغییر داد. من به این نتیجه رسیدم؛ اگر بتوانم آرامش، سلامتی و هماهنگی در ذهنم ایجاد کنم، همین روند را میتوانم در بدن و در دنیایم بیافرینم. کتاب حاضر، کتابی در ارتباط با تازهترین تحولات نیست. این کتاب درباره این مطلب بحث میکند که چگونه میتوانید برای خود زندگی را تدارک ببینید که از شما حمایت کند و در مسیر اعتلای شما قدم بردارد. بحث اصلی، در کتاب حاضر این است که میتوانید خود را بیشتر دوست داشته باشید. کتاب حاضر درباره خرد التیامیافته است که با برنامه پرمشغله شما همخوانی دارد. این کتاب به شما آموزش میدهد که شما مهم هستید، جایی در میان استرسها، سروصداها و کارهای روزانه هنوز فضایی برای اینکه به خودتان برسید، وجود ندارد. من و همکارانم که این کتاب را نوشتهایم، به شما میگوییم چگونه میتوانید فضایی پیدا کنید که احساس خوبی به شما بدهد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ لوری گاتلیب نویسنده کتابشاید بهتره با یکی حرف بزنی یک رواندرمانگر است. او در ابتدای کتاب از ما میپرسد: «ما چطور تغییر میکنیم؟» و پاسخ میدهد «با ارتباط با دیگران». گاتلیب معتقد است رابطه میان درمانگر و بیمار، اعتمادی مقدس میطلبد تا وقوع هرگونه تغییری امکانپذیر شود. کتاب شاید بهتره با یکی حرف بزنی ماجرای جلسات رواندرمانی لوری گاتلیب و نحوه مواجه او با بیمارانش و سپس مواجهه خود او با رواندرمانگرش وندل برانسون است. آنچه گاتلیب، با قلم صریح و طنز صمیمانهاش، پیش رویمان میگذارد؛ زندگی خودش، بیمارانش و ما به عنوان مخاطبان کتاب است. با همان درماندگیها و آشفتگیها و بیم و امیدها که خوب که نگاه کنیم کم و بیش میان همهمان مشترک است. او نخست برای تسلی یافتن و سپس برای شناختن خود و دسترسی به دنیای پیچیده درونیاش به رواندرمانی روی میآورد. حرفهای که سالها عمرش را صرف آن کرده و خود نیز از همان برای یاری رساندن به دیگران بهره میگیرد و، با قصههایی که از بیمارانش برایمان تعریف میکند، پیداست که در این کار موفق هم میشود. ”