نگاهی اجمالی به کتاب“ رمان «شیر فروش» یکی از بدیع ترین رمان های حال حاضر جهان است که سبکی جدید و منحصر به فرد دارد. این رمان، درباره دختری هجده ساله است که درگیر مزاحمت های مردی پرنفوذ و قدرتمند به نام شیر فروش می شود. خانواده سختگیر و جامعه شایعه ساز، نه تنها به حمایت از او برنمی خیزند و مانع این مزاحمت ها نمی شوند، بلکه با دخالت های بیجا باعث دردسر بیشتر دختر هم می شوند.
این رمان که در ظاهر حول مشکلات عاشقانه و دوراهی های اخلاقی این دختر می چرخد، در بطن خویش به مشکلات سیاسی و ناهنجاری های اجتماعی جوامع بسته و محدود می پردازد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب بادبادک باز روایتی از دسامبر 2001 تا مارس 2001 را به مخاطب نشان میدهد. در تمام قسمت های کتاب با روایتی صمیمی و دوستانه مواجه خواهیم بود و مخاطب به سرعت میتوان با برخی قسمت های کتاب همزاد پنداری کند. در ابتدای داستان، امیر شخصیت اصلی داستان که از یک خانواده مرفه و پولدار است از خاطرات 12 سالگیاش میگوید و صحبت کردن او در مورد گذشته ای که راه خود را با چنگ و دندان باز میکند مخاطب را برای شنیدن داستانی که شاید به همین سادگی نتوان از آن عبور کرد آماده میکند.
این داستان چهره غمگین کشور افغانستان را در زمان سقوطش نشان میدهد. زمانی که سیاست افعانستان با تحولات عجیبی رو به رو میشود و زندگی مردم را به طور کل تغییر میدهد. داستان در عین حال که چهره مردم را در این تغییرات سیاسی نشان می دهد بیشتر متمرکز بر زندگی دو دوست به نامهای امیر و حسن است که در عین حال که با هم بزرگ شده اند و حتی از یک پستان شیر خورده اند تفاوت های چشمگیری در سبک زندگی دارند. امیر از خانواده ای ارباب زاده و پولدار و حسن از خانواده ای رنج کشیده و کم توان به عنوان خدمتکار در خانه امیر و خانوادهاش مشغول است. حکایت دوستی حسن و امیر به خوبی می تواند اختلاف طبقاتی در افغانستان را برای مخاطب به تصویر بکشد، اما این تمام داستان نیست؛ چرا که هدف این رمان 400 صفحهای تنها به این دوستی خلاصه نمیشود. ”