آنجلا کارتر

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - ریش‌آبی - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

خاطره‌های پراکندهنویسنده: گلی ترقیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب خاطره‌های پراکنده نوشته‌ی گلی ترقی است. او در این کتاب، هشت داستان کوتاه را کنار هم قرار داده که عنوان داستان‌ها از این قرار است: «اتوبوس شمیران»، «دوست کوچک»، «خانه‌ی مادربزرگ»، «پدر»، «خدمتکار»، «مادام گُرگِه»، «خانه‌ای در آسمان» و «عادت‌های غریب آقای الف در غربت». با توجه به‌عنوان کتاب، شاید نویسنده در نگارش این داستان‌ها از خاطرات کودکی‌اش متأثر باشد و شاید اصلاً بخشی از خاطراتش را عیناً در این کتاب نقل کرده باشد. در داستان «دوست کوچک» قصه‌ی دو دختربچه را می‌خوانیم که با هم پیمان خواهری بسته‌اند؛ اما پیدا شدن سر و کله‌ی یک دوست سوم همه‌چیز را به هم می‌ریزد. در بخشی از این داستان آمده است: «تابستان هزار و نهصد و هشتاد و چهار؛ ساحل مدیترانه پوشیده از آدم است. جا برای تکان خوردن نیست. به خاطر بچه‌ها تن به این سفر داده‌ام و از آمدن پشیمانم. دریای فیروزه‌ای کثیف و خاکستری است و هوا، مرطوب و داغ، روی تن سنگینی می‌کند. کتابم را می‌بندم و به مردمی که دور و برم هستند نگاه می‌کنم و نگاهم بی‌تفاوت از روی بدن‌ها می‌گذرد، دور می‌زند، برمی‌گردد و روی صورتی نیمه‌آشنا می‌ماند. نزدیک به من، زنی تنها، که سن و سال مرا دارد، روی ماسه‌ها دراز کشیده است و حسی غریب بِهِم می‌گوید که من این زن را می‌شناسم. فکرهایم درهم می‌شود و ته سرم، خاطره‌هایی مغشوش، مثل کرم‌های شبتاب، برق برق می‌زنند. رویم را برمی‌گردانم اما حواسم پیش اوست. ناراحتم و دلم می‌خواهد جایم را عوض کنم. بچه‌ها را صدا می‌زنم. عینک آفتابیش را برمی‌دارد و توی کیفش دنبال چیزی می‌گردد. سرش را بالا می‌گیرد. می‌نشیند. رویش را می‌چرخاند و یک آن، به من خیره می‌شود؛ از چشم‌هایش است که او را می‌شناسم؛ از آن دو تا دایره‌ی درشت آبی که هنوز هم مثل روزهای کودکی ته دلم را می‌لرزاند.» ”

نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب صوتی خاطرات خون‌ آشام - جلد پنجم: شب هنگام نوشته‌ی ال. جی. اسمیت نخستین قسمت از سه‌گانه‌ی هیجان‌انگیز بازگشت است که داستان آن در امتداد 4 قسمت قبلی مجموعه‌ی خاطرات خون‌آشام روایت می‌شود. در این قسمت النا گیلبرت پس از مرگ به زندگی بازمی‌گردد. هنگامی که النا خود را فدا می‌کند تا دو برادر خون‌آشام را که هر دو دل در گرو او دارند نجات دهد، به سرنوشتی فراتر از مرگ سوق داده می‌شود. اما یک نیروی فراطبیعی قدرتمند، نیروی شگفت‌انگیز او را متوقف خواهد کرد. النا حالا دیگر یک انسان معمولی نیست. او دارای قدرت‌هایی‌ست که با بازگشت از مرگ به او اعطا شده است. قلب او با نیرویی بی‌نظیر و منحصربه‌فرد می‌تپد و متوقف کردن آن از تپش، کار هر کسی نیست. استفن می‌خواهد راهی پیدا کند تا امنیت جانی النا حفظ شود و با یکدیگر زندگی مشترکی بسازند. با این حال میل سیری‌ناپذیر دیمن برای به دست آوردن قدرت سبب می‌شود که تمایل داشته باشد، النا او را برای زندگی مشترک انتخاب کند. وقتی استفن طعمه‌ی طمع خود می‌شود، دیمن از فرصت استفاده می‌کند تا النا را متقاعد کند که با او زندگی کند. اما داستان در ادامه وارد چالش‌های بیشتری می‌شود... ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools