رابرت دوین

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - ثروت آفرینی به زبان آدمیزاد - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

آناکارنینا (مجموعه دو جلدی)نویسنده: لئو تولستویRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ رمان آناکارنینا نوشته‌ی لی‌یو تولستوی، نویسنده‌ی روس است و سروش حبیبی آن را به فارسی برگردانده است. این کتاب برای اولین بار در سال 1878 به چاپ رسید و خود تولستوی آن را اولین کتاب واقعی خود می‌دانست. آناکارنینا رمان پیچیده‌ای است که بیش از دوازده شخصیت اصلی دارد. موضوع رمان در مورد خیانت، ایمان، خانواده، جامعه‌‎ی اشرافی روسیه، ازدواج، آرزو و زندگی روستایی است. داستان در مورد رابطه‌ی خارج از ازدواج آنا با افسری جوان به نام ورونسکی است. این رابطه رسوایی زیادی برای هر دو به همراه می‌آورد و بیشتر موجب فروپاشی روابط و زندگی آنا می‌شود. یکی از اصلی‌ترین مضامین رمان این است که: «هیچ‌کس نمی‌تواند شادی خود را بر روی درد و رنج شخص دیگر بنا نهد.» به گفته‌ی بسیاری، شخصیت لوین در رمان درست مانند شخصیت اصلی تولستوی است. انگار که نویسنده عقاید خود را از زبان این شخصیت به مخاطب عرضه می‌کند. از طرفی نام تولستوی لی‌یو است و نام خانوادگی روسی لوین هم‌معنا با لی‌یو است. لوین از کیتی به همان روشی خواستگاری می‌کند که تولستوی از سوفیا (همسرش) خواستگاری کرده است. هم‌اکنون تولستوی را به عنوان نویسنده‌ای مشهور می‌شناسند؛ اما او در دوران خود یک مبدع بزرگ در زمینه‌ی نویسندگی بود. استفاده از مونولوگ درونی امروز شاید امری عادی باشد؛ اما خود تولستوی برای اولین بار در رمان آناکارنینا از آن استفاده کرد. روشی که باعث می‌شود شخصیت‌ها بدون واسطه در مورد افکار و احساسات خود صحبت کنند. نویسنده‌های پیشین مانند شکسپیر در نمایشنامه‌ها از این روش استفاده می‌کردند؛ اما هیچ‌گاه در رمان‌ها از آن استفاده نشده بود. مونولوگ درونی باعث همدلی زیاد مخاطب با شخصیت می‌شود و باعث می‌شود از نزدیک انگیزه‌های شخص را درک کنیم. ”

خشم و هیاهونویسنده: ویلیام فاکنرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر، نویسنده‌ی آمریکایی و به اعتقاد اکثر منتقدان بهترین اثر اوست. این نویسنده در سال 1949 به خاطر سهم منحصربه‌فرد، قدرتمند و هنرمندانه‌اش در رمان مدرن آمریکایی برنده‎ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. فاکنر در کتاب خشم و هیاهو از زوال خانواده‌ی کامپسون می‌گوید. خانواده‌ای که چهار روز از زندگی‌اش از زبان چهار عضو آن روایت می‌شود. این روایت‌ها کاملاً متفاوت‌ اما مکمل یکدیگرند. راوی فصل اول بنجی است؛ فرد کندذهنی که ادراکش با دیگران متفاوت است و ماجراها را درهم و برهم نقل می‌کند. بیشتر هم از کدی دختر خانواده حرف می‌زند. راوی فصل دوم کونتین پسر بزرگ خانواده است. او بیشتر در ذهنیات و خاطراتش زندگی می‌کند؛ برای همین این فصل کمی حال و هوای شاعرانه دارد. راوی فصل سوم جیسون برادری سودجو و منفعت‌طلب است؛ حتی منفعتی که با مرگ دیگران نصیبش شود. و راوی فصل چهارم دیلسی است؛ کنیز سیاهپوست خانه که دانای کل هم هست. فهم این رمان شاید برای کسانی که در آغاز راه کتاب‌خوانی هستند، چندان ساده نباشد. شبیه پازلی پیچیده است که با پیدا شدن هر یک از تکه‌ها بخشی از واقعیت نمایان می‌شود. باید زمان گذاشت و سرنخ‌ها را به هم وصل کرد و منتظر نتیجه بود. کتاب خشم و هیاهو را صالح حسینی ترجمه کرده است. در بخشی از متن کتاب آمده است: «از میان نرده‌، لابلای گل پیچ‌پیچ، می‌دیدمشان که می‌زدند. رو به جایی که پرچم بود می‌آمدند و من از کنار نرده رفتم. لاستر کنار درخت گل توی سبزه‌ها را می‌کاوید. آن‌ها پرچم را بیرون آوردند، و آن‌ها داشتند می‌زدند. بعد پرچم را برگرداندند سر جایش و برگشتند به زمینِ بازی، و او زد و دیگری زد. بعد پیش رفتند، و من هم از کنار نرده رفتم. لاستر از درخت گل آمد و ما از کنار نرده رفتیم و آن‌ها ایستادند و ما ایستادیم و من، وقتی که لاستر توی سبزه‌ها را می‌کاوید، از لای نرده نگاه کردم. او زد «کدی، بگیرد.» آن‌ها از چمنزار گذشتند و دور شدند. من چسبیدم به نرده و دورشدنشان را تماشا کردم.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools