علی صنعوی

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - سایه باد - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

نمایش صوتی پَرنویسنده: شارلوت مری ماتیسنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ رمان عاشقانه و احساسی “پر” نوشته شارلوت مری ماتیسن با آنکه حدود پنج دهه از اولین انتشارش به زبان فارسی می‌گذرد، اما همچنان در رهن و حافظه‌ی چند نسل از کتاب‌خوان‌ها زنده است. از سویی شخصیت «راجر دالتون» که زندگی اش را در راه عشقی پاک فدا می‌کند، و از سویی دیگر «می‌ویس» زن جوانی که هنرش ماورایی می‌نماید، روح و جان مخاطب را لحظه به لحظه با ماجراهای تلخ و شیرین این عشق ماندگار همراه می‌کند. داستانی که تا مدت‌ها در یاد سپرده می‌شود. در نمایش صوتی این رمان شورانگیز که در هشت قسمت پیوسته در استودیو ماه‌آوا تولید شده است، گروه بازیگران از تمام تجربه و خلاقیت خود بهره گرفته‌اند تا لذت شنیدن این داستان نمایشی را دو چندان نمایند. ”

دوشنبه‌هایی که تو را می‌دیدمنویسنده: لئا ویازمسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب دوشنبه‌هایی که تو را می‌دیدم نوشته‌ی لئا ویازمسکی داستانی‌ست جذاب و پرکشش از علاقه‌ی دختری جوان و پیرمردی هشتاد ساله. اثری منقلب کننده و دوست داشتنی، با پایانی به یادماندنی. دوشنبه‌هایی که تو را می‌دیدم (Le vieux qui de?jeunait seul) علاوه بر استقبال خوانندگان، با تحسین بسیاری از منتقدین و رسانه‌ها هم روبرو شده. نشریه «بابیلو» نوشته: این کتاب زیبا و متاثر کننده است. با شخصیت‌هایی ماندگار در ذهن، که تنها ایرادش، کوتاه بودن آن است!» لئا ویازمسکی (Léa Wiazemsky)، نویسنده و بازیگر سینما در کتاب «دوشنبه‌هایی که تو را می‌دیدم» که اولین رمان او و برنده جایزه منتخب خواننندگان سال 2017 فرانسه است، داستانی جذاب را روایت می‌کند که اگرچه شاید نتواند آن را به شکلی تام و تمام عاشقانه دانست، اما سرشار از لحظه‌های درخشانی است که تا مدت‌ها در ذهن مخاطب باقی می‌ماند. لئا از طرف خانواده مادری نوه فرانسواً موریاک، نویسنده پر‌آوازه و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1952، و از طرف خانواده پدری، وارث عنوان پرنس ویازمسکی و کنت لواچف است. مادرش رژین دفورژ نیز نویسنده و ناشر است. لئا در فیلم‌ها و تئاترهای بسیاری ایفای نقش کرده است. کلارا پیشخدمت بیست و هفت ساله، در زندگی‌اش زخمی پنهان پنهان دارد و با بحران‌ و خلائی عاطفی دست و پنجه نرم می‌کند. کلارای تنها، عاشق و دلبسته یکی از مشتری‌های پیر رستوران می‌شود که چیز زیادی از زندگی‌اش نمی‌داند. اولین مواجهه او با آنری، حس‌های تازه‌ای در او ایجاد می‌کند. با خود می‌اندیشد که پیرمرد هشتاد ساله هم، تنهاست و در همان نگاه اول مهرش را بر دل می‌نشاند. پیشخدمت جوان مدتی با تصور پیرمرد روزها را به شب می‌رساند؛ شادی‌ها و ترس‌های خود را در کنار او می‌بیند، جراتش‌ را در واگویه مشکلات زندگی‌اش می‌سنجد و در نهایت آرزو می‌کند تا بتواند به او نزدیک شود. کلارای مهربان سرانجام به آرزویش می‌رسد و دیدار میسر می‌شود. دیداری که همه‌چیز را تغییر می‌دهد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools