نگاهی اجمالی به کتاب“ هنگامی که بتوانید با شادمانی زندگی کنید و زمان و انرژی خود را صرف بهبود کیفیت زندگی همگان سازید، نه تنها به بالاترین هدف خود جامه عمل پوشاندهاید، بلکه به همه اطرافیانتان کمک کردهاید که به نهایت رشد خود برسند. همان گونه که از چالشهای مشخص شده در این کتاب خواهید دید، این مسیر اصلاً مسیری راحت و هموار نیست. تحول خویشتن، کاری ست بس دشوار، به ویژه در ابتدای راه. اما هر تغییر جزئی و کوچک، با خودش آگاهی شادی بخشی به همراه میآورد که در این میان زندگی شما را به تدریج تبدیل به نیرویی برای تغییری مسالمتآمیز خواهد کرد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان در اوایل قرن بیستم در یکی از شهرهای کوچک آمریکا میگذرد.مری هجده ساله است که با پدرش زندگی میکند . پدر پزشک معتبری است. مری اخیرا خبردار شده است که پدرش نارسایی قلبی وخیمی دارد.مادرش هم سال هاست که آنها را ترک کردهاست.عصر یک روز یکشنبه مری از خانه بیرون میزند.از خیابان های شهربی اعتنا به پسران جوانی که درخواست دوستی با او را دارند میگذرد و در مزارع حومه ی شهر به تماشای غروب خورشید مینشیند.شب هنگام وقتی به خانه بازمیگردد با خبر مرگ پدر خود روبرو میشود و درمی یابد که باید از این پس خود را برای زندگی تازهای آماده کند که چندان راحت نیست. ”