نگاهی اجمالی به کتاب“ امبر در بیمارستان از خواب بیدار می شود. نمی تواند تکان بخورد. نمی تواندحرف بزند. نمی تواند چشم هایش را باز کند. او می تواند صدای هر کسی را در اطرافش بشنود؛ اما آنها از این موضوع کاملا بی خبرند. امبر به یاد نمی آورد که چه اتفاقی رخ داده؛ اما بر این شک است که این قضایا با شوهرش ارتباط دارد. با نوسانی که میان اتفاقات کنونی، وقایع یک هفته قبل از تصادف و خاطراتی مربوط به بیست سال پیش و دوران کودکی او صورت می گیرد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ عنصری که باعث تمایز این کتاب با دیگر کتب مشابهش میشود، تاکید آن بر پرورش همه جانبه شخصیت رهبر و استراتژیهایی برای تکامل مواردی مانند هوش احساسی، روابط عمومی فوقالعاده، ابتکار با قوه تخیل بالا، تیم سازی موثر، وقت شناسی، راهنمایی مشتاقانه و تصمیم گیری خردمندانه است. ”