504 واژه و اصطلاح روزمره انگلیسی

کتاب صوتی

کتاب صوتی 504 واژه و اصطلاح روزمره انگلیسی

کتاب صوتی 504 واژه و اصطلاح روزمره انگلیسی

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: کتابراه

سال چاپ: 1394

شابک:

دسته بندی:

خلاصه:

جهت یادگیری بهتر زبان انگلیسی سی و چهار درس گردآوری شده که می‌توان گفت لغات موجود در‌ این درس‌ها شامل ضروری‌ترین و کاربردی‌ترین و رایج‌ترین لغات زبان انگلیسی هستند که کمک بسیار زیادی به بهبود مهارت گفتاری و شنیداری شما می‌کنند.

بیست‌و‌سه درس این کتاب لغات، تلفظ لغات، ترجمه لغات و مثال‌هایی مناسب و مرتبط را در بر می‌گیرند. این روش تفهیم و یادگیری لغات را بهتر و سریع‌تر می‌کند. در پایان هر درس نیز اصطلاحات رایج و مرتبط با موضوع درس آمده که می‌توانید با استفاده از آنها مهارت گفتاریتان را تقویت کنید و روان‌تر صحبت نمایید. یازده درس دیگر فقط شامل لغات، تلفظ، و ترجمه آنها است، به علاوه اصطلاحات کاربردی.
کتاب حاضر توسط انتشارات سفیر قلم تهیه گردیده است.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس کیان شمس
ادیتور کیان شمس

مدت زمان اثر: 3 ساعت و 9 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

همسایه هانویسنده: هانس کریستیان اندرسنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ چه زیباست زنده بودن و شکوفه دادن. چه دلپذیر است که در همسایگی ات چهره های مهربان را ببینی و دوستان به سراغت بیایند. اگر چنین باشد هر روز مثل روز عید است. ”

معمای کارائیبنویسنده: آگاتا کریستیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی با نام مستعار مری وستماکوت داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز می‌نوشت. اما شهرت اصلی اش به خاطر 66 رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریسیتی، به خصوص آن دسته که درباره ماجراهای کاراگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند. نه تنها لقب ملکه جنایت را برای او به ارمغان آوردند بلکه او را به عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح کردند. - بخشی از کتاب: سرگرد مکث کرد و سپس عکس کوچکی را از لابلای محتویات کیفش بیرون کشید. به دقت به آن نگریست و گفت:«میل دارید عکس یک قاتل را ببینید؟» سرگرد داشت عکس را به دست خانم مارپل می‌داد که یکباره حرکت دستش متوقف شد. انگار خشکش زده بود. بیش از پیش به قورباغه‌ای چاق و چله شباهت پیدا کرده بود. به ظاهر سرگرد پال گریو از بالای شانه راست خانم مارپل شیئی یا شخصی را دیده و ماتش برده بود؛ دقیقا به همان جهتی نگاه می‌کرد که صدای نزدیک شدن قدم‌ها از آن سو به گوش می‌رسید. «این غیرممکن است. منظورم...» سرگرد با عجله همه چیز را در کیفش چپاند و آن را در جیبش گذاشت. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools