مسافرخانه ،بندر ،بارانداز

کتاب صوتی

کتاب صوتی مسافرخانه ،بندر ،بارانداز

کتاب صوتی مسافرخانه ،بندر ،بارانداز

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

بیا زیر باران قدم بزنیم

نام اصلی: Mosaferkhaneh,Bandar,Baarandaz

ناشر: نشر ثالث

سال چاپ: 1393

شابک:

978-622-6386-55-5

خلاصه:

داستان از زبان شاعری نسبتا جوان روایت می‌شود که در مسافرخانه‌ای مشغول به‌کار می‌شود.صاحب مسافرخانه که پیرمردی مکار و مرموز است، پس از چندی از شاعر می‌خواهد که پیشمرگش باشد و غذاهایی را که آشپزها می‌پزنداول او بچشد. مرد شاعر رفته رفته با ساکنان این مسافرخان عجیب آشنا می‌شود.با آشپزها ، دختر زیبای صاحب مسافرخانه که به او دل بسته،پیرزن نظافت‌چی که می‌خواهد مادرش باشد و زن سیاهپوشی که در طبقه هفتم ساکن است و اجازه ندارد با کسی همصحبت شود.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس فروغ بهرامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: اسفند ماه 96

مدت زمان اثر: 5 ساعت و 15 دقیقه

متناسب با فضای داستان که هر لحظه بین واقعیت و خیال شناور است ،در اجرا هم به این در هم‌تنیدگی دو دنیا توجه شده‌است.

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی بخش D بخش D

فریدا مک فادن

کتاب صوتی دجله به حال تو ناله کند دجله به حال تو ناله کند

امیلی ین ملفتو

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی تدفین مادربزرگ تدفین مادربزرگ

گابریل گارسیا مارکز

کتاب صوتی گرگ بیابان گرگ بیابان

هرمان هسه

کتاب صوتی دزیره دزیره

آن ماری سلینکو

تازه‌های ماه‌آوا

فرانکنشتایننویسنده: مری شلیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ فرانکنشتاین دانشمند جوان و جاه طلبی است که با استفاده از کنار هم قرار دادن تکه‌های بدن مردگان و اعمال نیروی الکتریکی جانوری زنده به شکل یک انسان و با ابعادی اندکی بزرگ‌تر از یک انسان معمولی می‌سازد. موجودی با صورتی مخوف و ترسناک که بر همه جای بدنش رد بخیه‌های ناشی از دوختن به چشم می‌خورد. این موجود تا بدان حد وحشتناک است که همگان، حتی خالقش از دست شرارت‌های او فرار می‌کنند. هیولایی که خالقش نیز نمی‌تواند آن را کنترل کند و خود مقهور آن می‌شود. ”

آکوردی برای صرف شامنویسنده: رسول یونانRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ ماه از پنجره دور می شد، مثل قویی سفید، بر آب های سیاه، مسافر با ترس چمدانش را می بست، می ترسید، کسی بدرقه اش نکند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools