چگونه درهای خوش‌ شانسی را به روی خود بگشاییم

کتاب صوتی

کتاب صوتی چگونه درهای خوش‌ شانسی را به روی خود بگشاییم

کتاب صوتی چگونه درهای خوش‌ شانسی را به روی خود بگشاییم

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر نسل نواندیش

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: روانشناسی

خلاصه:

هر کتاب روانشناسی یا انگیزشی که تاکنون خوانده‌ایم معمولاً با رد پدیده‌ای به اسم «شانس» به ما توصیه کرده‌اند که به جای انتظار برای خوش‌شانسی، خودمان آستین‌ها را بالا بزنیم و فکری به حال اوضاعمان بکنیم. آلبرت اچ زد کار در کتاب صوتی چگونه درهای خوش‌شانسی را به روی خود بگشاییم به شما ثابت می‌کند که نه‌تنها شانس در زندگی روزمره‌ی ما حضور دارد، بلکه بسیاری از رخدادهای زندگی ما را نیز تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. البته نویسنده به این نکته هم اشاره می‌کند که هر آنچه درمورد چیستی شانس خوانده و شنیده‌ایم نادرست بوده. در حقیقت ما اصلاً شانس و ماهیت آن را نشناخته‌ایم! آلبرت اچ زد کار قبل از هر توصیه‌ای برای خودشانسی، ابتدا شما را با معنای دقیق این مفهوم آشنا می‌کند.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 9 ساعت

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

دفتر بزرگنویسنده: آگوتا کریستفRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان دفتر بزرگ اثر آگوتا کریستوف در سال 1986 منتشر شد. داستان این کتاب از زبان دو پسر بچه دوقلو است که در میانه‌ی جنگ جهانی دوم مجبور می‌شوند از شهر به روستایی که مادربزرگ‌شان در آن زندگی می‌کند، مهاجرت کنند. نویسنده در این کتاب سختی‌ها و ناملایمات جنگ را نشان می‌دهد که باعث می‌شود نسل بعد از این واقعه؛ سخت‌کوش‌تر و مبارز‌تر تربیت شوند. کریستوف چهره‌ای از جنگ را در این کتاب به تصویر می‌کشد که پیش‌تر کم‌تر به آن توجه شده است. او در داستان دفتر بزرگ، نابود شدن احساسات و عواطف مردم در شرایط سخت را درون‌مایه‌ی داستانش قرار داده و دنیای بی‌رحم جنگ و تاثیرش بر روح و روان کودکان و مردم را روایت می‌کند. کریستوف در واقع باتجربه‌ی تلخ خودش از جنگ جهانی دوم در داستان دفتر بزرگ فجایع را از زبان کودکان بیان می‌کند. داستان دفتر بزرگ از زبان دو پسر بچه با هم تعریف می‌شود که در شرایط سخت جنگ برای مقاوم بودن تمرین می‌کنند. این دو پسر بچه به روستایی لب مرز سفر می‌کنند که مردم آن‌جا مادربزرگ‌شان را جادوگر می‌نامند. آن‌ها در شهر از حمام، سلمانی و رختخواب تمیز برخوردار بوده‌اند درحالی‌که در شرایط جدید همراه زنی کثیف باید زندگی کنند که همیشه لباس‌هایی به رنگ خاکستری می‌پوشد و بوی نامطبوع می‌دهد. شرایط دشوار و پیچیده زندگی این دو پسر بچه که باید به دور از مادر و پدرشان زندگی کنند بازتابی از تاثیر جنگ است که باعث می‌شود حتی کودکان هم دارای روح و جسمی پولادین، عاری از هرگونه نشاط، محبت و عشق شوند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools