نگاهی اجمالی به کتاب“ ما محتاج رعایتیم انگار، چه وقتی معشوقیم و کسی دوستمان میدارد، چه وقتی عاشقیم و کسی را دوست میداریم. ما، همین ما که میتوانیم در این آشفتهبازار فروش عشقهای یکبارمصرف در رنگها و اندازهها و مدلهای گوناگون، با یک پیامک سروته یک رابطه را هم بیاوریم یا کهنهای را نو کنیم، دلمان رعایت میخواهد؛ رعایت شدن، رعایت کردن.
رعایت، همان چیزی است که ما توی زندگیهامان گمش کردهایم. همان که گمشدنش گلدانهایمان، آدمهایمان، عشقهایمان را خشکاندهاست ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ هیلو برهای باهوش و کنجکاو است است که توانایی تقلید صدای حیوانات دیگر را دارد. همین توانایی باعث می شود که وسوسه شود در پوست گرگی مرده برود و گوسفندان را بترساند. به این ترتیب او سر از گله گرگ ها درمیآورد و درگیر عملی ناخواسته و غیرمنتظره میشود. گرگ ها از هیلو، که میتواند صدای گوسفندان را تقلید کند، میخواهند که در شکار گوسفندان آن ها را همراهی کند. ”