نگاهی اجمالی به کتاب“ «از لحظهای که متولد میشوید، پیامی را به دنیا ارسال میکنید. آن پیام چیست؟ آن پیام شما هستید، همان بچه. این حضور یک فرشته است، پیامآوری از بینهایت در جسم آدمی. لایتناهی، نیروی مطلق، برنامهای فقط برای شما و آنچه نیاز دارید تا همان کسی باشید که در نظر گرفتهشده است، خلق میکند. شما به دنیا میآید، بزرگ میشوید، جفت انتخاب میکنید، پیر میشوید و در پایان به لایتناهی بازمیگردید. هر سلول بدن شما برای خودش یک جهان است؛ باهوش است، کامل است و برنامهریزیشده است تا همان چیزی باشد که هست.» این جملاتی است که کتاب پیمان پنجم با آن آغازشده است. دون میگوئل روئیز نویسندهی کتاب مشهور «چهار میثاق» کتاب دیگری نوشته است که انسان را بهسوی خرد راهنمایی میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ فیثاغوروویچ مالکی میان مایه است که روزی به ضیافت ناهار ژنرال سواره نظام دعوت میشود.در طول مهمانی که تا انتهای شب میانجامد ، ژنرال از اسب ابلقی برای حاضران حرف میزند که بی همتاست و جزو دارایی خاص او محسوب میشود.فیثاغوروویچ تحت تاثیر مستی و جوی که بوجود آمده از دهانش میپرد که صاحب کالسکهای است عجیب و منحصر بفرد.توجه حاضران به گفته هایش جلب میشود و او همگی را برای ناهار فردا به خانه اش دعوت میکند.فردا ظهر در حالی که فیثاغوررویچ در خواب است و سرخوشی شب پیش نیز از سرش پریده با این خبر همسرش از خواب بیدار میشود که گروهی سواره به سوی خانه شان میآیند.گوگول در این داستان نیز، هم چون دیگر آثارش، با بیانی شوخ و طنزی گزنده آینه ای در برابرمان می گیرد و ما را با عادات مضحک مان روبرو میکند. ”