نگاهی اجمالی به کتاب“ وقتی آتیشپاره وارد شهر میشود یک داستان زیبا و جذاب و پر از شخصیتهای جالب است که برنده جایزه پاتریشیا رایتسون بخش ادبیات کودک 2014 شده است. زبان این کتاب آنقدر منحصربهفرد و تأثیرگذار است که خواندن آن علاوه بر بچهها به بزرگترها هم پیشنهاد میشود.
ماریا دختری دهساله است که بعد از مرگ مادرش به روستایی میرود که مادربزرگش در آنجا زندگی میکند، داستان تضاد ایجاد شده در زندگی دختربچه را نشان میدهد. او در شهری مدرن با تمام امکانات، تفریحات و آزادیهایش مجبور است روزهایش را در طویله سپری کند و با حیوانات مزرعه سر و کار داشته باشد و وقتی که قرار است به مدرسه برود با رفتارها و آموزشهایی روبهرو میشود که اتفاقات عجیبی رخ میدهد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ اولین لحظهای که در بستر خواب، چشم خود را باز میکنید با چه چیزی مواجه میشوید؟ چه تصاویری را میبینید؟ پنجرهی اتاق؟ چراغ خاموش بالای سرتان؟ یا صفحهی نمایشگر تلفن همراهتان؟ درست در همین لحظات چه افکاری به سراغ شما میآیند؟ هجوم اضطراب کارهای پیش رو یا هیجان آغاز یک روز تازه؟ آیا راهی وجود دارد که با به کار گرفتن آن، از همان نخستین لحظات آغاز روز، کیفیت حال خودتان را تضمین کنید؟ پاسخ این سؤال مثبت است و کلید آن در دستان جول اوستین و ویکتوریا اوستین قرار دارد. آنها در کتاب صوتی هر روز صبح با امید از خواب بلند شو دراینباره نکات و راهبردهای مهمی را با شما به اشتراک میگذارند.
نحوهی شروع روز اغلب تعیین میکند که چه روزی خواهید داشت. اگر صبح از خواب بیدار شوید، در حالی که خوابی آسوده و بیانقباض را پشت سر گذاشتهاید، کیفیت روز شما متفاوت خواهد بود نسبت به وقتی که با افکار منفی از خواب برمیخیزید. با شنیدن این کتاب و استفاده از راهکارهای جول و ویکتوریا اوستین، در هر روز از زندگی خود معجزهای بزرگ را رقم بزنید. ”