نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب آیا انسان پیروز خواهد شد اثر اریک فروم روانشناس و نظریهپرداز آلمانی است. این کتاب در دستهی کتابهای سیاسی با محوریت جهانی است. عزت الله فولادوند این کتاب را به فارسی برگردانده است و انتشارات مروارید آن را اولین بار در سال 1362 در 341 صفحه منتشر کرده است.
عنوان این کتاب از خطابهی نویسندهی بزرگ آمریکایی ویلیام فاکنر گرفته شده است. در سال 1950 فاکنر در مراسمی به مناسبت پذیرش جایزهی ادبی نوبل اعلام کرد: «تراژدی ما امروز ترسی جسمی و جهانی و همگانی است... دیگر از مشکلات روح سخنی نیست. تنها این سؤال است که کی از هم پاشیده خواهیم شد؟ او سپس به مردان و زنان جوانی که قلم در دست میگیرند هشدار داد که بدون این حقایق هر داستانی ناپایدار و محکوم به نیستی است و نویسندگان تا اینها را دوباره نیاموزند چنان خواهند نوشت که گویی در میان آدمیان ایستادهاند و انقراض انسان را مینگرند...» و بعد در جملهای که طنین آن بلافاصله در سراسر عالم پیچید، در بیان ایمان خود به آینده افزود: «من از پذیرش انقراض انسان سر باز میزنم... من به قبول این سخن گردن نمینهم. اعتقاد من بر این است که انسان نه تنها پایدار خواهد ماند، بلکه پیروز خواهد شد.» ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب خنده در تاریکی، رمانی نوشته ی ولادیمیر ناباکوف است که اولین بار در سال 1932 به چاپ رسید. آلبرت آلبینوس، مردی مورد احترام و متأهل، و منتقد آثار هنری است که در برلین زندگی می کند. او شیفته ی دختری هفده ساله به نام مارگو می شود که در سینما او را ملاقات می کند. آلبینوس با مارگو رابطه ای مخفیانه شکل می دهد اما همسر آلبینوس، الیزابت، وقتی مارگو نامه ای را به خانه ی آن ها می فرستد، از رابطه ی این دو آگاه می شود. نتیجه ی این اتفاق، جدایی الیزابت از آلبرت است اما آلبرت به جای فاصله گرفتن از مارگوی دردسرساز، بیشتر به او علاقه پیدا می کند. رابطه ی آن ها ادامه می یابد اما مارگو نقشه هایی در سر دارد. او می خواهد ستاره ی سینما شود و وقتی آلبینوس، او را به تهیه کننده ی فیلم های سینمایی، اکسل رکس، معرفی می کند، مارگو فرصتی را به دست می آورد که انتظارش را می کشید. ”