نگاهی اجمالی به کتاب“ دو سال است که پل هانسن دوران محکومیت خود را در زندان ایالتی مونترال میگذراند. او با هورتون که در قتلی مشارکت داشته، همسلول است…
هانسن سرپیشکار مجتمع ساختمانی اکسلسیور بوده است؛ جایی که در آن استعداد سرایداری، باغبانی و مباشریاش را به نمایش گذاشت و مهمتر از همه، یاور و تسلیبخش افراد اندوهگین بود. او در حین خدمت کردن به یکی از ساکنان ساختمان، با دختری به نام وینونا آشنا میشود که خلبان هواپیمای آبنشین و شغلش جابجا کردن مرسولات و افراد بر فراز ابرهاست. همهچیز بهزودی دستخوش تغییر میشود. فردی جدید مدیریت اکسلسیور را برعهده میگیرد، درگیری آغاز میشود و حادثهای غریب رخ میدهد… ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ مارک منسون در کتاب هنر ظریف اهمیت ندادن که یکی از پرفروشترین عناوین نیویورکتایمز به شمار میآید، به شما میگوید از شکست نهراسید چرا که بیشتر شکست خوردن، لازمهی بیشتر موفق شدن است. او همچنین راهی برای تغییر و بهبود زندگی پیش پایتان میگذارد.
همهی انسانها دوست دارند زندگی سرشار از رفاه و خارقالعادهای داشته باشند و به تمام آرزوها و اهداف کوچک و بزرگشان دست پیدا کنند. اما درست به همین علت است که به هیچ جایی نمیرسند! چه کسی اظهار کرده که معمولی بودن خوب نیست؟ چه کسی گفته همهی انسانها در تمامی عرصهها و زمینهها باید از مهارت کافی برخوردار باشند؟ مارک منسون در کتاب هنر ظریف اهمیت ندادن از شما درخواست میکند تا این اثر را به عنوان کمکی برای زندگی، دقیقتر مورد مطالعه قرار دهید.
اغلب مردم تصور میکنند بیخیالی نوعی بیتفاوتی و آرامش خیال نسبت به همه چیز است، آرامشی که از تمام طوفانها میگذرد. آرزوی آنها این است به فردی تبدیل شوند که هیچ چیز تکانش نمیدهد و هیچکس را خراب نمیکند. ”