نگاهی اجمالی به کتاب“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست دادهاند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن میکند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشتهاند با مرد غریبه نابینایی در خانهشان مواجه میشوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا میکند. به خصوص که غریبه شباهتهایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ همه ما میخواهیم زندگیای شادتر، روابطی بر پایه درک و صداقت متقابل، حرفهای موفق و پول و فراوانی بیشتر در همه حیطههای زندگی داشته باشیم. این کتابِ متحولکننده به شما کمک میکند تا با بهکارگیری چند قانون ساده و خودباوری، به تمام خواستههای قلبیتان برسید. در این کتاب به بررسی کلیِ رمزوراز قوانینِ هستی میپردازیم تا متوجه شویم چگونه باید زندگیمان را به بهشتی زمینی تبدیل کنیم. تعداد افرادی که در این دنیا بینوا، ناامید، آزرده و در شرایط بد اقتصادی هستند کم نیست. این نتیجه اعمال خودشان است. با خواندن این کتاب کاملاً به این مساله پی خواهید برد که چرا چنین اتفاقاتی رخ میدهد و چگونه میتوانید به آسانی واقعیتی را خلق کنید که همیشه رویایش را میدیدید. اگر با ذهنی خودآگاه، ارادهای محکم، ایمان، مقاومت و براساسِ قانونِ جذب، که جزئیاتش را بعداً توضیح خواهم داد، مشغول به کار شوید، تغییرات خیلی زودتر از آنچه فکرش را میکنید نمایان خواهند شد. ”