حسن ملکی

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - برف خاموش ، برف مرموز - ماه آوا
  • کتاب صوتی - زن عقدی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ملکه‌های فرانسه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مونی و کاروان‌هایش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - آخر هفته - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

بادبادک‌بازنویسنده: خالد حسینیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب بادبادک باز روایتی از دسامبر 2001 تا مارس 2001 را به مخاطب نشان میدهد. در تمام قسمت های کتاب با روایتی صمیمی و دوستانه مواجه خواهیم بود و مخاطب به سرعت میتوان با برخی قسمت های کتاب همزاد پنداری کند. در ابتدای داستان، امیر شخصیت اصلی داستان که از یک خانواده مرفه و پولدار است از خاطرات 12 سالگیاش میگوید و صحبت کردن او در مورد گذشته ای که راه خود را با چنگ و دندان باز میکند مخاطب را برای شنیدن داستانی که شاید به همین سادگی نتوان از آن عبور کرد آماده می‌کند. این داستان چهره غمگین کشور افغانستان را در زمان سقوطش نشان می‌دهد. زمانی که سیاست افعانستان با تحولات عجیبی رو به رو میشود و زندگی مردم را به طور کل تغییر میدهد. داستان در عین حال که چهره مردم را در این تغییرات سیاسی نشان می دهد بیشتر متمرکز بر زندگی دو دوست به نامهای امیر و حسن است که در عین حال که با هم بزرگ شده اند و حتی از یک پستان شیر خورده اند تفاوت های چشمگیری در سبک زندگی دارند. امیر از خانواده ای ارباب زاده و پولدار و حسن از خانواده ای رنج کشیده و کم توان به عنوان خدمتکار در خانه امیر و خانوادهاش مشغول است. حکایت دوستی حسن و امیر به خوبی می تواند اختلاف طبقاتی در افغانستان را برای مخاطب به تصویر بکشد، اما این تمام داستان نیست؛ چرا که هدف این رمان 400 صفحهای تنها به این دوستی خلاصه نمی‌شود. ”

وارکرفت- طلوع هوردنویسنده: کریستی گلدنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان هولناک طلوع هورد با سارگراس آغاز می‌شود، یکی از تایتان‌های قدرتمند جهان وارکرفت و خالق لژیون سوزان که سرزمین‌های بسیاری را با دیوانگی‌اش به آتش کشید. کتاب صوتی وارکرفت: طلوع هورد از کریستی گلدن با دیدار او و سه رهبر نژاد اِرِدار آغاز می‌شود. وِلِن، کیل جیدن و آرکیماند در کنار هم بر سیاره‌ی آرگوس حکمرانی می‌کردند و مردمشان از قدرتی وصف‌ناپذیر برخوردار بودند. درواقع همین توانایی‌های عظیم نژاد آن‌ها بود که تایتانِ طمعکار را به آنجا کشاند چون باور داشت با کمک اِرِدارها می‌تواند سرانجام بر آزروث غلبه کند. سارگراس به حاکمان آرگوس قدرت، خرد و بزرگی را پیشنهاد داد و در مقابل از آن‌ها خواست به لژیون سوزان ملحق شوند. آرکیماند و کیل جیدن مفتون تصویری شدند که او از آینده برایشان مجسم کرده بود اما وِلِن در مکاشفه‌ای به دروغ تایتان پی برد. این رهبر محتاط نمی‌توانست نیت نیک سارگراس را باور کند و رویای خود را با دوستان قدیمی‌اش درمیان گذاشت، که البته بی‌فایده بود. در نهایت وِلِن با کمک نیرویی بیگانه اما خیرخواه موفق شد با همراهی تعدادی از اِرِدار پاک‌سرشت از آرگوس فرار کند. رفتن او درد و خشم آتشینی را در وجود کیل جیدن برپا کرد و رهبر جسور با یاری گرفتن از سارگراس، راهی سفری طولانی برای تعقیب دوست قدیمی‌اش شد... . ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools