
کورینویسنده: ژوزه ساراماگو
نگاهی اجمالی به کتاب“ ژوزه ساراماگو در رمان خود کابوسی هولناک را باز می آفریند. جامعه شهری پیشرفته ای با همه امکانات ناگهان به بربریت بازمی گردد و کل ساختار زندگی جمعی به انحطاط کشیده می شود. رشته های الفت و تعهد از هم می گسلد و یکی یکی از بین می رود. دقت موشکافانه در سبک و ساختار نوشتن، حذف علائم نقطه گذاری، عدم تطابق زمان ها خواننده را وامی دارد تا در هر لحظه به ظرایف معنی بیندیشد.
نتیجه رمانی است عمیق، تفکربرانگیز و کتابی که در طی سال های اخیر سابقه نداشته است.
رمانی عمیق و تکان دهنده، در عین حال که کاملا خیالی به نظر می رسد، تصویری هولناک از واقعیت است. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ راوی داستان درحال سفر با قطار به مقصد درسدن است که با همسفری آشنا میشود که در برلین عتیقه فروشی دارد. مرد عتیقه فروش به نقل خاطرهای عجیب و شنیدنی میپردازد که به سالهای پس از جنگ جهانی مربوط میشود. دوران بحران و رکود اقتصادی.این خاطره به پیرمردی نابینا مربوط میشود که عاشق مجموعهای هنری است که از هنرمندان سرشناس طی سالها گردآوری کرده است. اما همین که عتیقه فروش عزم بازدید از مجموعه را میکند از زبان همسر و دختر پیرمرد حقیقتی عجیب را میشنود که او را تحت تاثیر قرار میدهد. ”