نگاهی اجمالی به کتاب“ وقتی هوا ابرای میشود تغییراتی در آسمان رخ میدهد. ابرها سیاه میشوند، صدای مهیبی از آنها به گوش میرسد و آسمان دگرگون میشود. از روی این نشانهها میتوان فهمید تغییراتی رخ داده و یا قرار است اتفاقاتی بیفتد. حال یا باران میبارد، یا تگرگ و یا قضیه با چند رعد و برق به پایان میرسد. ما انسانها وقتی خشمگین میشویم شبیه ابرهای بارانزا هستیم. ظاهر ما تغییر میکند و چهرهمان برافروخته میشود. ممکن است خشم خود را با فریاد زدن تخلیه کنیم و یا آن را با یک رفتار پرخاشگرانه بروز دهیم.
در کتاب صوتی ابری بشید و نبارید، یاد میگیرید خشم خود را به گونهای بروز دهید که به خود و دیگران آسیبی نرسانید. این کتاب راهکارهایی ارائه میدهد تا به وسیله آن بتوانید خشم خود را مدیریت کنید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ "چارلی" و "ماو" زن و شوهر جوانی هستند که در پی استخدام چارلی در کارخانهای به عنوان کارگر ساده، در شهری دیگر ساکن شدهاند. این زوج جوان به شخصی به نام مونی معرفی شدهاند که صاحب مجموعه از کاروانهاست و یکی از کاروان هایش را به عنوان محل سکونت در اختیار چارلی و ماو میگذارد. این کاروان در محلی پرت قرار دارد و از امکانات رفاهی چندانی برخوردار نیست اما چارلی امید دارد که به زودی وضعیت بهتری پیدا کنند. اوضاع به میل چارلی پیش نمیرود و این زوج جوان با مشکلاتی پیچیده و نامنتظر روبرو میشوند. ”