نگاهی اجمالی به کتاب“ ماجرای کتاب داستانی مرموز درباره زنی به نام خانم مارکیز است که همسرش، بوریس، برای مدتی به هندوستان سفر کرده و هر چهارشنبه برایش وسایل و هدایای عجیب و غریب میفرستند؛ هدیههایی که هر کدام به نحوی شما را متعجب خواهند کرد. برای مثال، اشیا در این داستانها جان دارند و خانم مارکز توانایی صحبت کردن با آنها را دارد! نویسنده با مهارت خاص خود، چنان این قصه را روایت کرده که مرز خیال و واقعیت برایتان کمرنگ میشود و غرق در ماجراهای بامزه آن خواهید شد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ زنبق دره تراژدی عشقی پاک و بیفرجام است که در آن پسر جوانی عاشق زنی با دو فرزند رنجور و بیمار و همسری پیر و نیمه مجنون میشود. پسر در تمام دوران زندگی خود محروم از چشیدن محبت پدر و مادر بوده است. زن در دو راهی عشق و خانوادهی خود قرار میگیرد و از آنجا که زنی است مذهبی و متعهد به قوانین خشک و سختگیرانهی کاتولیک و کلیسا، تا مدت مدیدی برای عشق خود نهیب میزند اما گویی چشمهی جوشان عشق در وجود این زن خشکی نمیپذیرد و هر لحظه او را تشنهی چشیدن آن عشق و لذاتش میکند. چنانچه طی رخداد حوادثی، زن نسبت به مذهب و دین خود دچار شک و تردید میشود و به ناگاه زندگی خود را پوچ و از دست رفته میپندارد. ”