هر کاری راهی داره

کتاب صوتی

کتاب صوتی هر کاری راهی داره

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی: Everything has a way

ناشر: کوله پشتی

سال چاپ: 1398

شابک:

دسته بندی: موفقیت/ روانشناسی

خلاصه:

هر کاری راهی داره، برخلاف بیشتر کتاب های خودیاری که درمان های سریع و موقتی ارائه می‌دهند، ذهن شما را طوری باز می‌آورد که در رویارویی با موانع و مشکلات، تفکری نقادانه و خلاقانه داشته باشد. شرل استرید معتقد است که خواندن این کتاب برای هر کسی که می خواهد با ترس‌هایش روبرو شود به رویاهایش جامه عمل بپوشاند و طریق بهتری برای پیشروی‌هایش بیابد یک ضرورت است.
اگر نمی‌توانید راه حل مشکلاتتان را پیدا کنید یا به رویاهایتان برسید مشکل شما نیستید؛ مشکل این است که هنوز آن دیدگاه متحول کننده را به دنیای درون خود راه نداده‌اید.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس کیان شمس
کارگردان رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی
ادیتور کیان شمس

مدت زمان اثر: 9 ساعت و 35 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

وارکرفت - آرتاس: ظهور لیچ کینگنویسنده: کریستی گلدنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مبارزه با دشمنی که قصد جانمان را دارد دشوار نیست، اما اگر این یاغیِ بدخواه بخشی از وجود خودمان باشد چه؟ کتاب صوتی وارکرفت - آرتاس: ظهور لیچ کینگ به زندگی شاهزاده‌ی منتیل، آرتاس جوان می‌پردازد که در مسیر انتقام از خصم، بر سر دوراهی عجیبی قرار می‌گیرد... . این اثر نوشته‌ی کریستی گلدن، نویسنده‌ی پرفروش نیویورک‌تایمز و یکی از جلدهای مجموعه‌ی وارکرفت است. ”

قاب‌های خالینویسنده: فهیم عطارRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستانی عاشقانه با روایتی متفاوت است. «فهیم عطار» در این کتاب سوژه‌های متفاوتی برای نوشتن پیدا کرده است. این داستان درون‌مایه‌های روان‌شناسی و ماجراجویی هم دارد. با وجود کتاب‌هایی مثل قاب‌های خالی، هنوز هم می‌توان به خواندن یک کتاب خوش‌خوان و پرکشش ایرانی امیدوار بود. شب عروسیمان بود. مهمان‌ها همه رفته بودند. کراواتم را شل کردم و روی صندلی ولو شدم. پونه کنارم نشست و کفش‌هایش را درآورد. «پشت پاهام رو زدن. حالم از کفش پاشنه‌بلند به هم می‌خوره.» نگاهش کردم و گفتم: «بالاخره رسما مالِ من شدی.» ابرو بالا انداخت و گفت: «من مال هیشکی نیستم. من مال خودمم.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools