خاطرات خون آشام- بیداری

کتاب صوتی

کتاب صوتی خاطرات خون آشام- بیداری

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر ویدا

سال چاپ: 1390

شابک:

دسته بندی: تخیلی

خلاصه:

النا گیلبرت یکی از سه شخصیت اصلی رمان بیداری ، اولین رمان مجموعه‌ی خاطرات خون‌آشام است. او سال آخر دبیرستان خود را می‌گذارند و با همکلاسی‌اش کارولین بر سر رسیدن به جایگاه محبوب‌ترین دختر مدرسه رقابت می‌کند. اما ورود یک پسر خارجی مرموز به‌نام استفن به مدرسه، هدف گیلبرت را تغییر می‌دهد. او حالا می‌خواهد قلب استفن را از آن خود کند. گیلبرت عادت دارد هر چیزی را که می‌خواهد به دست آورد؛ خواه آن یک چیز یک وسیله‌ی شخصی باشد و خواه قلب یکی از پسران مدرسه. اما استفن در برابر تلاش‌های گیلبرت مقاوت می‌کند. اتفاقی که تا کنون سابقه نداشته است. تا پیش از این همه می‌خواستند با النا گیلبرت باشند. کافی بود او یک چراغ سبز به پسرها نشان بدهد تا آن‌ها زندگی‌شان را وقف او کنند. اما حالا برای اولین بار است که پسری در برابر او مقاومت می‌کند. و این موضوع گیلبرت را تا سرحد جنون آشفته کرده است. زیرا نمی‌تواند بفهمد که چرا استفن او را پس می‌زند. استفن اهل ایتالیاست؛ اما نه مثل هر ایتالیایی دیگری. او اهل ایتالیای قرن چهاردهم میلادی است! با نگاهی به عنوان کتاب، می‌توانید حدس بزنید که داستان از چه قرار است: بله، استفن یک خون‌آشام است.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 8 ساعت

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

خشکسالینویسنده: جین هارپرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ ماجرای یک قتل که باعث می‌شود داستانی کهنه مانند یک دُمل چرکی سر باز کندو پرده از اسراری برداشته شود. ”

نگاهی اجمالی به کتاب

“ اثری پرفروش و قدرتمند درباره‌ی برخورد تصادفی دو زن که زنجیره‌ای خیره‌کننده از دروغ‌ها را آشکار کرد. کتاب اعترافات در ساعت 7:45 اثر لیزا آنگر داستان هم‌صحبتی دو غریبه را در قطار روایت می‌کند که به برملا کردن رازهای زندگی خود برای یکدیگر می‌پردازند. درباره کتاب اعترافات در ساعت 7:45: به راستی چه کسی می‌تواند محرم اسرار دیگری باشد؟ تا به حال به این فکر کرده‌ای که به دور خودت حصار بکشی و نه رازت را به کسی بگویی و نه سِر دیگران را درون خودت حمل کنی؟ زیرا که راز بین سه نفر تنها زمانی راز باقی می‌ماند که دو نفر آن‌ها مرده باشد... سلنا مورفی در وضعیت بدی به سر می‌برد. او به تازگی فهمیده ‌است همسرش با پرستار بچه‌شان رابطه دارد. او یک روز در قطار نشسته بود و از محل کار به خانه برمی‌گشت که در این میان خانمی شروع به صحبت با او کرد. زن پیش سلنا اعتراف کرد که با رئیسش رابطه دارد. سلنا نیز از ماجرای رابطه‌ی پنهانی همسر و پرستار با زن غریبه می‌گوید. با رسیدن به مقصد، او تصور کرد گفت‌وگو به پایان رسیده و آن‌ها دیگر هرگز با هم هم‌کلام نخواهند شد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools