نگاهی اجمالی به کتاب“ فیثاغوروویچ مالکی میان مایه است که روزی به ضیافت ناهار ژنرال سواره نظام دعوت میشود.در طول مهمانی که تا انتهای شب میانجامد ، ژنرال از اسب ابلقی برای حاضران حرف میزند که بی همتاست و جزو دارایی خاص او محسوب میشود.فیثاغوروویچ تحت تاثیر مستی و جوی که بوجود آمده از دهانش میپرد که صاحب کالسکهای است عجیب و منحصر بفرد.توجه حاضران به گفته هایش جلب میشود و او همگی را برای ناهار فردا به خانه اش دعوت میکند.فردا ظهر در حالی که فیثاغوررویچ در خواب است و سرخوشی شب پیش نیز از سرش پریده با این خبر همسرش از خواب بیدار میشود که گروهی سواره به سوی خانه شان میآیند.گوگول در این داستان نیز، هم چون دیگر آثارش، با بیانی شوخ و طنزی گزنده آینه ای در برابرمان می گیرد و ما را با عادات مضحک مان روبرو میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب ییلاق انگلیسی اثر مارک دوگن را خیلی ساده میتوان رمانی عاشقانه نامید، ولی نه یک رمان عاشقانهی سبک و بیمحتوا. دوگن در این کتاب فراز و نشیبهای زندگی آدمی را بیان کرده، که دچار سرگردانی است. ییلاق انگلیسی برنده جایز? گنکور و جایز? بزرگ رمان آکادمی فرانسه شده است.
شخصیت اصلی این داستان، ضمن این که همه گونه توقعی از زندگی و لذتهای آن دارد، به درستی نمیداند دنبال چه میگردد و این سرگشتگی و دودلیها و تردیدهای هاملتوار، قدرت تصمیم گیری را از او سلب میکند. این باعث میشود، جایی که باید خویشتنداری به خرج دهد، دست به عمل میزند که طبعاً نتیجهی هر دو رفتار هم فاجعهبار است. اما سرانجام او را در سن چهل سالگی، پریشان و سرگردان به حال خود رها میکند.
رمان ییلاق زندگی داستان دختری را روایت میکند که مشکلاتی از زمان جوانیاش دارد و بعد از ازدواج مشکلاتی با همسر خود پیدا میکند. این دختر در یک دایره دوزخی افتاده است که هر قسمت را درست کند جایی دیگر خراب میشود. بر اثر مشکلاتی که همسرش برایش ایجاد کرد: اینکه غیباش زد و خود را مخفی کرد، دختر خانواده را ترک کرد، در حالی که عشقشان عشق پایداری بود. ”