نگاهی اجمالی به کتاب“ خانواده یک واحد جهان شمول است. هیچ فرهنگی روی زمین وجود ندارد که زنان و مردان آن بدون هیچ قاعده و مقرراتی با یکدیگر ارتباط جنسی برقرار کنند و فرزندان شان به حال خود رها شوند. هرچند اخیرا چنین فلسفه ای به فرهنگ موجود ما تحمیل شده اما تجربه حاصل از آن عمر کوتاهی داشته و تنها دلیل آن نیز این است که این ایده کاربرد ندارد، و سبب سعادت بیشتر، و آزادی و زندگی بهتر کاربران آن نمی شود. این تجربه باعث ظهور نسلی با خلاقیت بیشتر، مشکلات عاطفی کمتر و دستآوردهای بیشتر نمی شود، بلکه عکس این قضیه صادق است. در نتیجه این ایده به تدریج از صحنه خارج شده و نسل جدیدی به جا گذاشته که بی قطب نما در پهنه وسیعی از ناشناخته ها سرگردان مانده است. اساسا پنج خصیصه برای یک خانواده سرشار از عشق وجود دارد: پنج عنصری که اگر در جایگاه خویش قرار گیرند خانواده ای سالم خلق خواهند کرد. من موظفم که عقایدم را درباره راه های خلق این پنج عنصر در خانواده شما بیان کنم، بنابراین همان گونه که می بینید این کتاب به پنج بخش تقسیم شده است که هر کدام یکی از پنج خصیصه خانواده سرشار از عشق را توصیف می کند و سپس ایده های عملی ای ارائه می دهد که می توانید فورا در خانواده خودتان بکار ببندید. آنچه در خانواده شما می گذرد بر کل ملت اثر می گذارد، و خوب یا بد -- حتی بر تمام جهان اثر خواهد گذاشت. ما همراه یکدیگر صعود و سقوط می کنیم. من با رویی گشوده آماده شنیدن نظرات شما هستم و امیدوارم افکار و عقایدم نیز به حال شما مفید واقع شود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتابی که پیش روی شماست، در باب تلاش یک مادر برای به دست آوردن دوبارهی فرزندش است. در سال 2006، اِما پرایس، شخصیت اصلی داستان پسر شش سالهاش را در یک حادثهی سیل از دست میدهد. بعد از تحقیقات پلیس و نیروهای تجسس، به این نتیجه میرسند که ایدن غرق شده است؛ اما هیچگاه نتوانستند جسد او را پیدا کنند. در دهکدهی کوچکشان همه، همدیگر را میشناسند و به یکدیگر اطمینان دارند. ده سال پس از ماجرای غرق شدن ایدن، اِما توانسته به کمک جیک، دوباره زندگی و کنترلش را به دست بیاورد و خوشحال باشد. او دوباره ازدواج کرده و از جیک حامله است. همهچیز رو به بهبود است که پلیس با او تماس میگیرد و میگوید ایدن را پیدا کردهاند! ایدن در آن سیل غرق نشده بود، بلکه یک نفر او را دزدیده بود. کسی که در دهکدهی آنها زندگی میکند؛ ولی چه کسی قابلیت انجام دادن چنین جرمی را دارد؟ چه کسی نقاب بر چهرهاش دارد؟ چه کسی شرارت درونش را پنهان میکند؟ ”