نگاهی اجمالی به کتاب“ راوی داستان در ایستگاه قطاری دورافتاده و پرت با مرد مرموز و افسرده ای آشنا می شود که سالهاست به عنوان علامت چی در این ایستگاه کار میکند.مرد علامتچی از اشباحی حرف می زند که او و ایستگاه را احاطه کرده اند و خبرهای ناخوشایندی می آورند.راوی ابتدا حرف های علامتچی را جدی نمیگیرد تا اینکه حادثه ای تلخ روی می دهد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ "آیایی" مردیاست که به اتفاق همسر صیغهای اش" آیو" در شهرکی آفریقایی زندگی میکند.زندگی مشترک دوازده ساله آنها که سه فرزند هم حاصلش بوده ، علارغم کمبودها و سختیها ، با محبت و عشق دوجانبه میگذرد.اما این نظم با ورود یک هیئت سه نفره سفید پوست و آمریکایی که خود را خدمتگزاران کلیسا مینامند بر هم میخورد.در طی این اتفاقات آیایی مجبور میشود مراسم عقد با آیو را با تمام آدابش در کلیسا برگزار کند. ”