نگاهی اجمالی به کتاب“ سیلکا که دختری شانزده ساله است به اردوگاه آشویتس-بیرکناو اعزام میشود و فرماندهی اردوگاه مجذوب زیبایی او میگردد. این دختر نوجوان علیرغم میلش از زندانیهای زن دیگر جدا میشود و به سرعت درمییابد که قدرت، حتی اگر ناخواسته باشد میتواند بقای انسان را تضمین کند.
جنگ جهانی دوم به پایان میرسد اما مشکلات سیلکا تمام نمیشود و ارتش شوروی او را به جرم همکاری با دشمن برای گذراندن محکومیتی پانزدهساله به اردوگاه کار اجباری در سیبری میفرستد. سیلکا هر روز با مرگ و زندگی در مبارزه است اما در همین ایام به وجود نیرویی در خود پی میبرد که حتی تصورش را هم نمیکرد آن را داشته باشد. او در سختترین شرایط، با کمک پزشکی مهربان در بیمارستانِ اردوگاه، به پرستاری بیماران روی میآورد. سیلکا در این موقعیت جدید، دوستانی مییابد و متوجه میشود که حتی در سختترین شرایط نیز قلبش میتواند برای عشق به دیگران بتپد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ چه کسی را بینظیر میدانیم؟ آیا ممکن است در جواب به خودتان اشاره کنید؟ آیا خودتان را شخصیتی استثنائی میدانید؟ کتاب صوتی تو بینظیری نوشتهی ویکتوریا اوستین به شما میگوید که تمام افراد میتوانند پاسخی مناسب برای این سوال باشند، زیرا خداوند هر یک از ما را به شیوهای متمایز و درخشان آفریده است.
خداوند از روح خویش در وجود تکتک ما دمیده پس اغراق نیست اگر بگوییم هر شخص گوشهای از ذات الهی را درون خویش دارد. ما ساخته و مخلوق اوییم، شکلگرفته توسط خردی بینهایت که خوب میدانسته کدام نعمت را به بندهاش بخشیده و چه چیزی را از او دریغ کند. ممکن است با دیدن دیگری به داشتههایش غبطه بخوریم شاید هم برعکس، احساس غرور کنیم. مسئلهی مهم به یاد داشتن این نکته است که نقشهی زندگیمان از قبل طراحی شده و تمام آنچه فراتر از اختیار ماست یک هدف دارد: بینظیر بودن ما! ”