نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب سوالهای درست نوشته دبی فورد و ترجمه الهام شریف به ده پرسش ضروری که راهگشای شما به سوی زندگی بینظیرتان خواهد بود، پاسخ میدهد.
این کتاب سیزده فصل دارد که در ده فصل از آن سوالهایی مانند: آیا این انتخاب، آیندهای امیدبخش برایم رقم خواهد زد یا مرا در بند گذشته نگه خواهد داشت، آیا در اوج ایستادهام یا فقط برای خشنودی دیگران تلاش میکنم، آیا این عمل از روی خویشتندوستی است یا خودتخریبی مطرح شده است.
هر روزه همه ما دست به هزاران انتخاب میزنیم که زندگیمان را تحت تأثیر قرار میدهد. بعضی از این انتخابها جزئی هستند و فقط ممکن است چند لحظه، چند ساعت یا چند روز ما را تحت تأثیر قرار دهند، درحالیکه بعضی دیگر مسیر زندگی ما را بهطور کلی تغییر خواهند داد. بعضی از این انتخابها ساده و بعضی از آنها دشوار هستند. برخی ما را مستقیم به هدف میرسانند، درحالیکه بعضی دیگر ما را با شکست مواجه خواهند کرد. بعضی از آنها بهشدت مهم و بعضی دیگر بهطور کلی بیاهمیت به نظر میرسند؛ اما آنچه همه ما باید بدانیم این است که هر انتخابی میکنیم، فرقی ندارد کوچک یا بزرگ، آسان یا سخت، فردی یا گروهی مسیر زندگی ما را تغییر خواهد داد. کیفیت انتخابهای ما تعیین خواهد کرد که آیا با ناامیدی دست و پنجه نرم خواهیم کرد یا روزهایی شگفتآور؛ یعنی همان زندگی رویاییمان در انتظارمان خواهد بود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان دفتر بزرگ اثر آگوتا کریستوف در سال 1986 منتشر شد. داستان این کتاب از زبان دو پسر بچه دوقلو است که در میانهی جنگ جهانی دوم مجبور میشوند از شهر به روستایی که مادربزرگشان در آن زندگی میکند، مهاجرت کنند. نویسنده در این کتاب سختیها و ناملایمات جنگ را نشان میدهد که باعث میشود نسل بعد از این واقعه؛ سختکوشتر و مبارزتر تربیت شوند.
کریستوف چهرهای از جنگ را در این کتاب به تصویر میکشد که پیشتر کمتر به آن توجه شده است. او در داستان دفتر بزرگ، نابود شدن احساسات و عواطف مردم در شرایط سخت را درونمایهی داستانش قرار داده و دنیای بیرحم جنگ و تاثیرش بر روح و روان کودکان و مردم را روایت میکند. کریستوف در واقع باتجربهی تلخ خودش از جنگ جهانی دوم در داستان دفتر بزرگ فجایع را از زبان کودکان بیان میکند.
داستان دفتر بزرگ از زبان دو پسر بچه با هم تعریف میشود که در شرایط سخت جنگ برای مقاوم بودن تمرین میکنند. این دو پسر بچه به روستایی لب مرز سفر میکنند که مردم آنجا مادربزرگشان را جادوگر مینامند. آنها در شهر از حمام، سلمانی و رختخواب تمیز برخوردار بودهاند درحالیکه در شرایط جدید همراه زنی کثیف باید زندگی کنند که همیشه لباسهایی به رنگ خاکستری میپوشد و بوی نامطبوع میدهد. شرایط دشوار و پیچیده زندگی این دو پسر بچه که باید به دور از مادر و پدرشان زندگی کنند بازتابی از تاثیر جنگ است که باعث میشود حتی کودکان هم دارای روح و جسمی پولادین، عاری از هرگونه نشاط، محبت و عشق شوند. ”