نگاهی اجمالی به کتاب“ هرکول پوآرو کارآگاه مشهور بلژیکی که معماهای دشوار و پروندههای ویژه قتل را با هوش بینظیرش حل میکند، این بار با یک پروندهی قتل روبهرو شده است که رمزگشایی آن چندان آسان نیست!
ماجرا با قتل خانم مک گینتی، پیرزنی که در یک روستای کوچک زندگی میکند آغاز میشود. پس از پخش شدن خبر قتل، همهی اهالی روستا به مستاجر او شک میکنند و او را بهعنوان قاتل خانم گینتی میشناسند! اما همه چیز به همین روشنی و آسانی نیست و ماجرای بسیار پیچیدهتری در حال رخ دادن است! چرا که پس از مرگ پیرزن بیچاره، یکی دیگر از اهالی روستا نیز به قتل میرسد و این اتفاق پروندههای قدیمی را دوباره به جریان میاندازد. پروندههایی که هرکدام به نوعی با این قتلها در ارتباط هستند و هیچکس جز هرکول پوآرو از پس حل کردن آن برنمیآید! ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ لوری گاتلیب نویسنده کتابشاید بهتره با یکی حرف بزنی یک رواندرمانگر است. او در ابتدای کتاب از ما میپرسد: «ما چطور تغییر میکنیم؟» و پاسخ میدهد «با ارتباط با دیگران». گاتلیب معتقد است رابطه میان درمانگر و بیمار، اعتمادی مقدس میطلبد تا وقوع هرگونه تغییری امکانپذیر شود. کتاب شاید بهتره با یکی حرف بزنی ماجرای جلسات رواندرمانی لوری گاتلیب و نحوه مواجه او با بیمارانش و سپس مواجهه خود او با رواندرمانگرش وندل برانسون است. آنچه گاتلیب، با قلم صریح و طنز صمیمانهاش، پیش رویمان میگذارد؛ زندگی خودش، بیمارانش و ما به عنوان مخاطبان کتاب است. با همان درماندگیها و آشفتگیها و بیم و امیدها که خوب که نگاه کنیم کم و بیش میان همهمان مشترک است. او نخست برای تسلی یافتن و سپس برای شناختن خود و دسترسی به دنیای پیچیده درونیاش به رواندرمانی روی میآورد. حرفهای که سالها عمرش را صرف آن کرده و خود نیز از همان برای یاری رساندن به دیگران بهره میگیرد و، با قصههایی که از بیمارانش برایمان تعریف میکند، پیداست که در این کار موفق هم میشود. ”