داستان‌های جمعه شماره 6

هفته نامه صوتی

هفته نامه صوتی داستان‌های جمعه شماره 6

هفته نامه صوتی داستان‌های جمعه شماره 6

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

نام اصلی: Friday Stories No.6

ناشر: نشر سپید ماه آوا

خلاصه:

داستان #6
"واقعیت را عرض می کنم" -
نویسنده #خوانخوزهآریولا
با صدای بهادر ابراهیمی

بشنوید:

هنرمندان:
مدیر تولید آرش رستمی
گرافیست و افکتور سروش اعتصامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: تیرماه 1399

مدت زمان اثر: 12 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

چه قدر خوبیم مانویسنده: ابراهیم رهاRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ ما مردم عین دسته‌ی گلیم، لااقل بخش اول این عبارت دوقسمتی را مطمئنم. رفتار ما، واکنش‌های ما، اطوار ما، برخوردهای ما... یکی از یکی بهتر.ما مردمانی زیبا جادار مطمئن هستیم که اعتمادبه‌نفسمان یکجاهایی از آسمان را انشقاق داده است. حالا من در این کتاب سعی کرده‌ام به زبانی که به هیچ جای کس مان برنخورد، رفتارهای اجتماعی و فراگیرمان را که تبعاتش صاف می‌رود تو... توی چشم خودمان مرور کنیم. اگر از دسته‌گل بودن خود، اطرافیان، فامیل، دوست، راننده‌ی خطی دور میدان یا سوپرمارکت محله‌تان به تنگ آمده‌اید این کتاب را بخوانید... ”

دفتر بزرگنویسنده: آگوتا کریستفRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان دفتر بزرگ اثر آگوتا کریستوف در سال 1986 منتشر شد. داستان این کتاب از زبان دو پسر بچه دوقلو است که در میانه‌ی جنگ جهانی دوم مجبور می‌شوند از شهر به روستایی که مادربزرگ‌شان در آن زندگی می‌کند، مهاجرت کنند. نویسنده در این کتاب سختی‌ها و ناملایمات جنگ را نشان می‌دهد که باعث می‌شود نسل بعد از این واقعه؛ سخت‌کوش‌تر و مبارز‌تر تربیت شوند. کریستوف چهره‌ای از جنگ را در این کتاب به تصویر می‌کشد که پیش‌تر کم‌تر به آن توجه شده است. او در داستان دفتر بزرگ، نابود شدن احساسات و عواطف مردم در شرایط سخت را درون‌مایه‌ی داستانش قرار داده و دنیای بی‌رحم جنگ و تاثیرش بر روح و روان کودکان و مردم را روایت می‌کند. کریستوف در واقع باتجربه‌ی تلخ خودش از جنگ جهانی دوم در داستان دفتر بزرگ فجایع را از زبان کودکان بیان می‌کند. داستان دفتر بزرگ از زبان دو پسر بچه با هم تعریف می‌شود که در شرایط سخت جنگ برای مقاوم بودن تمرین می‌کنند. این دو پسر بچه به روستایی لب مرز سفر می‌کنند که مردم آن‌جا مادربزرگ‌شان را جادوگر می‌نامند. آن‌ها در شهر از حمام، سلمانی و رختخواب تمیز برخوردار بوده‌اند درحالی‌که در شرایط جدید همراه زنی کثیف باید زندگی کنند که همیشه لباس‌هایی به رنگ خاکستری می‌پوشد و بوی نامطبوع می‌دهد. شرایط دشوار و پیچیده زندگی این دو پسر بچه که باید به دور از مادر و پدرشان زندگی کنند بازتابی از تاثیر جنگ است که باعث می‌شود حتی کودکان هم دارای روح و جسمی پولادین، عاری از هرگونه نشاط، محبت و عشق شوند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools