درد همیشه راه را نشان می‌دهد

کتاب صوتی

کتاب صوتی درد همیشه راه را نشان می‌دهد

کتاب صوتی درد همیشه راه را نشان می‌دهد

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر نسل نواندیش

سال چاپ:

شابک:

خلاصه:

اگر به دنبال آرامش می‌گردید اما در دنیای پرشتاب امروزی اثری از آن پیدا نمی‌کنید، وقت آن رسیده تا سری به کتاب صوتی درد همیشه راه را نشان می‌دهد بزنید و بگذارید هاکان منگوچ به شما بیاموزد که چطور از دردهایتان راهی به نور و آگاهی پیدا کنید. شاه‌کلید آرامش همیشگی اینجاست و مولانا قرن‌ها پیش آن را برایتان به یادگار گذاشته. «نی‌نامه» یا همان 18 بیت نخست مثنوی معنوی، راه رسیدن به خوشبختی حقیقی را برایتان روشن می‌کند.

مثنوی معنوی مانند سایر آثار مولانا نه‌تنها با گذشت زمان بی‌ارزش نشده، بلکه بر ارزش آن افزوده شده است. انسان‌شناس‌ها، فیلسوفان، عالمان ادیان و عرفان و... سال‌هاست که از آموزه‌های مولوی بهره می‌برند. هاکان منگوچ در کتاب صوتی درد همیشه راه را نشان می‌دهد به شما ثابت می‌کند که روانشناسان و در حقیقت تمامی مشتاقان خوشبختی نیز به حکمت‌های مولانا نیازمندند.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 2 ساعت و 18 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

مادام بوارینویسنده: گوستاو فلوبرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب مادام بوآری یکی از آثار شاخص گوستاو فلوبر، نویسنده‌ی فرانسوی است. مهستی بحرینی این کتاب را به فارسی برگردانده است. نوشتن این کتاب برای فلوبر پنج سال طول کشید و انگیزه‌اش برای نوشتن آن تنها پیشنهاد دوستانش بود. آن‌ها اثر قبلی فلوبر را خوانده بودند و موردپسندشان واقع نشده بود؛ بنابراین او را تشویق کردند در مورد یکی از اشخاصی که می‌شناسند یعنی «دلونه» داستان بنویسد. فلوبر هم این کار را انجام داد. دلونه در کتاب نقش دکتر را ایفا می‌کند و مادام بوآری همسر اوست. مادام بوآری مشهورترین کتاب گوستاو فلوبر است؛ اما خود فلوبر ترجیح می‌داد با آثار دیگرش او را بشناسند. آثاری مثل تربیت احساسات که از نظر اغلب منتقدان کتاب بسیار بزرگی است. شهرت مادام بوآری به این خاطر بود که برای اولین بار در مورد خیانت یک زن به همسرش نوشته شد و همان موقع هم مخالفان زیادی داشت. در این رمان ما تأثیر قصه‌های عاشقانه را بر ذهن و ایدئال‌های یک فرد می‌بینیم. مادام بواری قبل از آشنایی با همسرش رمان‌های عاشقانه‌ی بسیاری می‌خواند و همین قضیه تفکر او را در مورد ازدواج و هیجانات آن دگرگون کرده بود. او همان‌طور که زندگی در خانه‌ی پدری‌اش را ملال‌آور می‌دید، بعد از آن زندگی با همسرش که مرد بسیار سختکوش و تحصیلکرده‌ای بود، برایش ملال‌آور به نظر می‌رسید. او مرد رویاهایش را آرزو می‌کرد؛ کسی که حضور احساسی فوق‌العاده‌ای داشته باشد و او را به هیجان آورد و در عین حال همه‌جوره او را درک کند. بسیاری از بزرگانِ رمان‌نویسی مانند ماریو بارگاس یوسا، میلان کوندرا و جولین بارنز، این اثر را ستوده‌اند و آن را بزرگ‌ترین رمان نوشته‌شده تا به امروز می‌خوانند. ”

همسر دوست داشتنی مننویسنده: سامانتا داونینگRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب همسر دوست ‌داشتنی من از پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز و یو‌اس‌ای تودی بوده و نامزد جایزه ادگار به‌عنوان بهترین رمان اول را با خود یدک می‌کشد. - پشت جلد کتاب همسر دوست ‌داشتنی من: داستان عاشقانه ما بسیار ساده به‌نظر می‌رسد. من با زنی بی‌نظیر ملاقات کردم. ما عاشق شدیم و ازدواج کردیم. بچه‌دار شدیم و به حومه شهر نقل ‌مکان کردیم. شیرین‌ترین رؤیاها و تاریک‌ترین رازهایمان را باهم در میان گذاشتیم. و سپس… از هم خسته شدیم. ما مثل همه زوج‌های معمولی دیگر هستیم. همسایه شما، والدینِ دوست فرزندتان و آشناهایی که دوست دارید آنها را به شام دعوت کنید. همه ما رازهایی داریم که باعث بقای ازدواجمان می‌شود. تنها تفاوت ما این است که رازمان با قتلی همراه است… - قسمتی از متن کتاب: او به این طرف و آنطرف میرود، کیفش را در یک سمت می‌اندازد و کفش‌هایش را هم در سمت دیگری از پا درمی‌آورد. دو لیوان پر از شراب را می‌بینم و او به سمت اتاقش راهنمایی‌ام می‌کند. بعد برمی‌گردد تا نگاهم کند و لبخند می‌زند. با گذشت زمان پترا به نظرم جذابتر می شود، حتی موهای ساده و صافش به نظرم درخشنده می‌آیند و برق می‌زنند. بله به‌خاطر اثر نوشیدنی الکلی‌ست که این‌طور به نظر می‌رسد اما به‎خاطر خوشحالی پترا هم هست که چنین حسی دارم. حس می‌کنم مدت هاست آنقدر خوشحال نبوده و نمی‌دانم به چه دلیل. همین که پترا جذاب است برایم کافیست. به سمتم می‌آید، بدنش گرم است، نفسش در شراب غوطه‌ور می‌شود. لیوان شراب را از من می‌گیرد و روی میز کنار تخت می‌گذارد. تا وقتی‌که در تاریکی هستیم و تنها نور صفحه موبایلم اتاق را روشن نگه داشته، نوشیدنم را ادامه می‌دهم. برای هم مرتب حرف‌هایمان را تایپ می‌کنیم، از حرفهای‌مان خنده‌مان می‌گیرد و می‌خواهیم بیشتر باهم آشنا شویم. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools