میخائیل و مارگریتا

کتاب صوتی

کتاب صوتی میخائیل و مارگریتا

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

داستانی شگفت‌انگیز از عشق، خیانت و سانسور.

نام اصلی: Mikhail and Margarita

ناشر: کوله پشتی

سال چاپ:

شابک:

978-622-7064-50-6

خلاصه:

مثلث عشقی میخائیل بولگاکف، نویسنده? مشهور مرشد و مارگریتا، یک مأمور پلیس مخفی استالین و مارگریتای فریبنده، برای هرسه? آنها در روسیه? دهه? 1930 عواقب اجتناب ناپذیری دارد. زمانه‌ای که ابراز عقیده با قوانین حکومتی سانسور می‌شد و به طور ترسناکی، آیینه? سرکوب سیاسی در جهان امروز است.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس فروغ بهرامی
انتخاب موسیقی فروغ بهرامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: خرداد ماه 98

مدت زمان اثر: 16 ساعت و 10 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی بخش D بخش D

فریدا مک فادن

کتاب صوتی دجله به حال تو ناله کند دجله به حال تو ناله کند

امیلی ین ملفتو

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی تدفین مادربزرگ تدفین مادربزرگ

گابریل گارسیا مارکز

کتاب صوتی گرگ بیابان گرگ بیابان

هرمان هسه

تازه‌های ماه‌آوا

همسر پنهانینویسنده: گیل پلRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب همسر پنهانی نوشته‌ی گیل پل، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های USA Today در سال 2017 است. همسر پنهانی داستانی سرشار از عشق، فقدان و تلاش برای رسیدن به معشوق را بیان می‌کند که ماجرایی لذت‌بخش و فراموش نشدنی را برای خواننده به ارمغان می‌آورد. کتاب همسر پنهانی (The Secret Wife) داستانی از دو زمان متفاوت را روایت کرده و به هم پیوند می‌زند که یکی از سال 1914 و در دورانی آغاز می‌شود که روسیه تزاری در کشمکش جنگ و آشوب و درآستان? سقوط قرار دارد و در این گیر و دار «تاتیانا»، دوشس بزرگ رومانوف، دلباخته‌ی افسر سواره نظام می‌شود. و از سوی دیگر ماجرایی را در سال 2016 نقل می‌کند که «کیتی فیشر» بعد از پی بردن به خیانت همسرش به کلبه‌ای که از پدر جدش به او به ارث رسیده پناه می‌برد تا افکارش را مرتب و آرام کند، اما به طور اتفاقی گردن‌آویزی را می‌یابد که او را به سوی رمزگشایی از رازی فراموش شده و خانوادگی هدایت می‌نماید. ”

سیزده دلیل براینویسنده: جی اشرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ با تمام عضلات بدنم که باهم متحدانه می‌خواهند از حال بروم، مقابله می‌کنم. همه‌ی عضلاتم انگار باهم از من می‌خواهند به مدرسه نروم. می‌خواهند به‌جای دیگری بروم و تا فردا پنهان شوم؛ ولی اهمیتی نداشت، هر وقت به مدرسه برمی‌گشتم، مجبور بودم با آن آدم‌های داخل نوارها روبه‌رو شوم. به ورودی پارکینگ نزدیک می‌شوم. جایی که تخته‌سنگ بزرگ و حکاکی شده‌ای با پیچکی که به دور پایه‌ی آن پیچیده شده قرار دارد. روی آن نوشته یادبودِ سال 1993. در طول این سه سال، بارها از جلوی این تخته‌سنگ عبور کرده‌ام؛ اما هیچ‌وقت پارکینگ را به این شلوغی ندیده بودم. حتی یک‌بار، چون هیچ‌وقت این‌قدر دیر به مدرسه نمی‌آمدم. تا امروز. به دو دلیل. یک: بیرون دفتر پُست منتظر ایستاده بودم. منتظر بودم باز کند تا جعبه کفشی پر از نوار کاست را پُست کنم. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools