وقتشه ساکت شی

کتاب صوتی

کتاب صوتی وقتشه ساکت شی

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده سال بلو
برگردان بنفشه جعفر

"یک عمر دردسر برای حرفی نا‌به‌جا"

نام اصلی: Him with his foot in his mouth

ناشر: روزگار نو

سال چاپ: 1393

شابک:

978-600-7339-21-3

خلاصه:

این داستان که با لحنی شیرین از زبان پیرمردی هفتاد ساله روایت می‌شود نامه‌ای است که او به زنی که در دوران جوانی می‌شناخته و از آن زمان تا‌به حال او را ندیده نوشته‌است. پیرمرد به بهانه‌ی عذرخواهی بابت آن حرف نا‌به جا و در خلال نامه از حال و روز خودش و وضعیت زندگی‌اش صحبت می‌کند.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس صنم کجوئی
تهیه کننده راضیه هاشمی
انتخاب موسیقی صنم کجوئی

تاریخ تولید اثر: تیرماه 97

مدت زمان اثر: 4 ساعت و 10 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی زمستان در راه است زمستان در راه است

گری کاسپاروف

کتاب صوتی کالبدشکافی ترور کالبدشکافی ترور

اندرو سینکلر

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی جستارهایی درباره زن جستارهایی درباره زن

سوزان سانتاگ

کتاب صوتی توتالیتاریسم توتالیتاریسم

هانا آرنت

کتاب صوتی شیر سیاه شیر سیاه

الیف شافاک

تازه‌های ماه‌آوا

نگاهی اجمالی به کتاب

“ ما زن‌ها کارهایی را که می دانیم برای مان سودمند است، انجام نمی دهیم چون به قدری سرگرم مراقبت از دیگران و رتق و فتق امور مربوط به آنها هستیم که از خودمان غفلت می کنیم. مشکل ما ناآگاهی نیست زیرا اطلاعات فراوانی درباره اهمیت خواب کافی، خوردن غذاهای سالم و ورزش کردن داریم. مشکل اینجاست که نمی دانیم چگونه اولویت های زندگی مان را رعایت کنیم. اما زنان موفق می دانند چگونه از خودشان مراقبت کنند و در ین حال به دیگران نیز اهمیت بدهند. ”

قاب‌های خالینویسنده: فهیم عطارRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستانی عاشقانه با روایتی متفاوت است. «فهیم عطار» در این کتاب سوژه‌های متفاوتی برای نوشتن پیدا کرده است. این داستان درون‌مایه‌های روان‌شناسی و ماجراجویی هم دارد. با وجود کتاب‌هایی مثل قاب‌های خالی، هنوز هم می‌توان به خواندن یک کتاب خوش‌خوان و پرکشش ایرانی امیدوار بود. شب عروسیمان بود. مهمان‌ها همه رفته بودند. کراواتم را شل کردم و روی صندلی ولو شدم. پونه کنارم نشست و کفش‌هایش را درآورد. «پشت پاهام رو زدن. حالم از کفش پاشنه‌بلند به هم می‌خوره.» نگاهش کردم و گفتم: «بالاخره رسما مالِ من شدی.» ابرو بالا انداخت و گفت: «من مال هیشکی نیستم. من مال خودمم.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools